نوشته شده توسط : farzandanebartar
 
Neurofeedback چیست؟
Neurofeedback یک نوع بیوفیدبک است که به عنوان یک سیستم پاداش برای مغز برای بازگرداندن الگوهای مغز موج شما به طیف وسیعی از عملکرد عمل می کند.
این یک درمان غیر تهاجمی است که در جهت بهبود نشانه های بیماری ناخواسته شما کار می کند. Neurofeedback از پزشکی متفاوت است که در آن مسئله را در هسته خود در نظر می گیرد،
در حالی که Meds می تواند تنها علائم را تا زمانی که در سیستم شما هستند را کاهش دهد به سادگی با مسدود کردن مشکل اولیه.
چندین پروتکل یا روش ارائه بازخورد برای موج مغزی شما وجود دارد. این ممکن است یک بازی یا پازل، صوتی یا تماشای یک ویدیو باشد.

Neurofeedback چگونه کار می کند؟
در Neurocore، نوروفیدبک به آسانی به تماشای یک فیلم از انتخاب شما می باشد.
هنگام تماشای فیلم خود، یک EEG (سنسور در سرتان) میزان شار مغز شما را سریع یا کند می کند و ناخودآگاه مغز شما را به سرعت در سرعت مطلوب ترغیب می کند.
. فیلمهایی که تماشا میکنید تنها زمانی اتفاق میافتد که موج مغزی شما در محدوده بهینه ای عمل کند و مغز شما را متقاعد کند.
هنگامی که مغز موج های شما با نرخی که خیلی آهسته، اغلب یا خیلی سریع به نظر می رسد، فیلم متوقف می شود - بازخورد فوری برای مغز شما فراهم می شود که چیزی غیر از تعادل باشد.
در طول برنامه تمرینی مغز ما، مغز شما ممکن است از این بازخورد یاد بگیرد و تغییرات ساختاری پایدار در مغز شما ممکن است اتفاق بیفتد،
به این معنا که مغز بتواند به طور مداوم در محدوده بهینه خارج از محیط آموزشی تمرین کند و علائم شما را تسکین دهد.


نوروفيدبك وسيله اي است كه كار تنظيم و رفع اشكالات مغز را انجام مي دهد، همانطور كه مي دانيد مغز از سلولهاي عصبي تشكيل شده است كه شبكه هاي عصبي را در مغز مي ساند.

كاربردهاي نوروفيدبک :

  • تنظيم توجه، افزايش تمركز، متعادل كردن گوش به زنگي / برانگيختي
  • مديريت استرس و كاهش تنش
  • بهبود تصميم گيري و كاهش خطا
  • كاهش اضطراب
  • يادگيري سريع و افزايش توانايي يادگيري                   
  • بهبود حافظه
  • تقويت مهارت هاي ارتباطي
  • آمادگي بيشتر براي پذيرش تغيير
  • افزايش آگاهي
  • افزایش خلاقیت
  • افزایش انگیزه
  • توانایی حل مشکل    problem solving
  • کاهش کج خلقی
  • توانایی تغییر اسان توجه از کاری به کار دیگر
  • بهبود مدیریت درون و واکنشهای هیجانی
  • افزایش تحمل کاری
  • افزایش سرعت عمل کاری

نوروفیدبک چیست؟

        نوروفيدبك وسيله اي است كه كار تنظيم و رفع اشكالات مغز را انجام مي دهد، همانطور كه مي دانيد مغز از سلولهاي عصبي تشكيل شده است كه شبكه هاي عصبي را در مغز مي ساند. قسمت هاي مختلف مغز (مجموعه اي از شبكه هاي عصبي) كاركردهای مختلفي دارند و فعاليت اين شبكه ها سبب توليد امواج مغزي گوناگون در شرايط و موقعيتهاي مختلف مي گردد، اگر هر يك از اين شبكه ها كارخود را درست انجام دهند و باهم هماهنگي داشته باشند، مغز بدون نقص كار خود را انجام مي دهد، اما گاهي مسائل مختلف (مانند استرس يا گامي ژنتيك روي اين شبكه ما تأثير مي گذارند و در كار آن اختلال ايجاد مي كند. مشكلات توجه و تمركز، ضعف حافظه، مشكلات يادگيري و حتي رفتاري نيز از جمله نتايج اشكال در كار مغز هستند. نوروفيدبك ما را از كاركرد مغزمان آگاه كرده و سپس كمك مي‌كند تا آن را اصلاح و تنظيم كنيم.

نوروفيدبك چگونه مغز را تنظيم مي كند؟

 

نوروفيدبك كاركرد مغز را به صورت امواج مغزي ترجمه كرده و سپس آن امواج را در قالب عناصر بازي كامپيوتري يا فيلم نشان مي دهد. يك كودك كم توجه را در نظر بگيريد كه در مقابل مانيتوريك كامپيوتر نشسته است و مشغول تماشاي يك فيلم يا انجام يك بازي كامپيوتري است. تعدادي الكترود كه روي سرقرار دارند و به گوش ها متصل هستند امواج مغزي او را اندازه مي گيرند. پس درمانگر امواج مغزي را بررسي مي كند براي مثال زيادتر بودن امواج تتا و بتا نسبت به حالت عادي به ترتيب باعث حواس پرتي و اضطراب مي گردد. و يا از طرفي ضعف هماهنگي حركتي نشانه ي كاهش موج SMRاست. در اين حالت درمانگر برنامه ي درماني خاص براي مراجع تعيين مي كند تا امواج را به حد طبيعي برساند و مراجع در مانيتور مقابلش امواج را به صورت بازي يا فيلم مي بيند، براي مثال در مسابقه ي چند قايق از او خواسته مي شود كه با قایقش را برنده كند. مثلاً اگر بتواند امواج تتا و بتا را كاهش دهد و SMRرا افزايش دهد قايقي كه در صفحه ي مانيتور متعلق به او است برنده مي شود. كم كم كه كودك به بازي ادامه مي دهد مغز او به صورت ناهشيار مي اموزد كه چگونه اين اتفاقات مي افتد و اين هنگام است كه مغز عملكرد جديد را مي آموزد. اينگونه است كه طي يك دوره ي آموزش مغز ياد مي گيرند كه خودش را     اصلاح و تنظيم كند.

 

جلسات درمان با نوروفيدبك:

جلسات درمان در محيطي آرام تشكيل مي شود. درمانگر و مراجع هر دو كنار هم، روي دو صندلي راحت و پشت ميز مد نشینند و در جلوي هر كدام يك مانيتور قرار دارد كه تصاوير مختلفي را نشان مي دهد. يك الكترود روی پوست سر و دو الگترود روی 2 گوش و با كمك يك چسب مخصوص نصب مي گردد تا امواج مغزي را دريافت و به كامپيوتر منتقل كنند. در مانيتور مقابل درمانگر امواج به صورت خام و در حالي كه در مانيتور مقابل كودك امواج به صورت بازي يا فيلم هستند.

 

تعداد و مدت زمان جلسات فیدبک:

مدت زمان هر جلسه حدود 45 دقيقه است. كه جلسات بين 2 تا 3 روز در هفته و تعداد جلسات 30 جلسه (به طور متوسط در مورد كودكان LD, ADHD) ادامه مي يابند و اين تعداد جلسات متغير است و بستگي به حضور منظم و به موقع در جلسات ، نوع مشكلات كودك، همكاري كامل با تيم درمان و انجام تكاليف مختلف در خانه دارد.

 در پكيج نوروفيدبك به طور هدفمند بر روي موارد درج شده در پايين با استفاده از برنامه هاي كامپيوتري طراحي شده براي اين موارد كار مي شود.

توجه :

مهارت هاي توجهي خوب، توانايي شما را براي حذف كردن مواردي كه حواس شما را پرت مي كند افزايش مي دهد و اين، كارايي شما را در خانه و محل كار افزايش مي دهد.

توجه تقسيم شده :

توجه تقسيم شده فرايندي است كه به وسيله ي آن مي توانيد چند كار را به صورت به زمان انجام دهيد براي مثال هنگام جواب دادن به تلفن يك مورد خاص را از داخل پرونده ي مورد نظر پيدا كنيد.

تمركز:

به معناي توانايي حفظ مستمر ذهن روي كار است (فقط كاري) كه مشغول انجام آن هستيد براي مثال گوش كردن به يك فرد خاص در اتاق شلوغ.

 

عملكرد اجرايي :

مطابق تعريف كاركردهاي اجرايي اينگونه توضيح داده مي شود. فعاليتهايي كه ما درذهنمان انجام مي دهيم تا خود كنترلي و رفتار هدفمند داشته و دستاوردهاي آتي را به حداكثر برسانيم.

نقص در كاركرد اجرايي مغز، مشكلات زيادي را به وجود مي آورد از قبيل مشكلات و نقص در سازماندهي، به يادداشتن تكاليف منزل، آغاز انجام كاري و به پايان رساندن آن، يادآوري قوانين، انجام تكاليف پيچيده رياضي، يادآوري متن خوانده شده، تكميل كار زمان بر، وقت شناس بودن، كنترل هيجانات و برنامه ريزي براي آينده.

مدل 12 تايي كاركرد اجرايي مغز :

انعطاف پذيري، توانايي انطباق دادن و تعيين دادن روشها براي رسيدن به هدف.

پشتكار: توانايي مداومت براي تكاليف كه نياز به تلاش مستمر دارند.

فراشناخت: توانايي ملاحظه و مشاهده‌ي خود.

سازماندهي: توانايي به كارگيري يك روش سيستماتيك براين رسيدن به هدف.

برنامه ريزي: توانايي ايجاد و بسط استراتژي ها براي تكميل يك كار

تنظيم عواطف: توانايي مديريت احساسات فردي به منظور تصميم گيري و تكميل تكليف

بازداري از پاسخ (واكنش): توانايي متوقف كردن ما به تأثير انداختن يك عمل به جاي نشان دادن يك رفتار تكانش (بدون فكر)

تفكر اجتماعي: توانايي نشان دادن واكنش مناسب به مسائل اجتماعي

توجه مستمر: تواناي حفظ و توجه و تمركز در حضور عوامل مزاحم

شروع به كار: توانايي آغاز كردن يك كار به جاي طفره رفتن و به تعويق انداختن آن

مديريت زمان: توانايي انجام كارها در يك زمان معين و مناسب

حافظه فعال: توانايي به ياد آوردن اطلاعات مرتبط و به كارگيري آنها براي تكليف و عمل فعلي

پردازش اطلاعات :

پردازش اطلاعات به ظرفيت و قابليت فرد، در ادراك و يادآوري اطلاعاتي كه به مدت كوتاهي نمايش داده شده اند، اطلاق مي شود. پردازش اطلاعات سريع تر و دقيق تر اين امكان را مي دهد كه فرد بتواند پاسخ هاي بهتر و سريع تري داشته و بهتر با محيط اطراف انطباق خاص كند. اغلب ما بر زندگي و كارهاي روزانه ي خود به اين مهارت ها احتياج داريم و لازم است بتوانيم اطلاعات مفيد را كه در منابع نه چندان روشن قرار دارد را رديابي كرده و استفاده كنيم.

حافظه فعال :

قطعاً بسياري از فعلايتهاي روزانه حول كاركرد حافظه مي گردد و مهمترين نوع حافظه، حافظه ي فعال است. همان فرآيندي كه براي ذخيره و دستكاري موقت اطلاعات استفاده مي كنم، حافظه ي فعال مقدار كوچكي از اطلاعات را درون خود نگه مي دارد و در عين حال دروازه بسياري از كاركرده اي شناختي (ذهني) ماست. اين كاركردها عبارت‌اند از استدلال، حل مسئله، درك مطلب، يادگيري و روشی كه ما با آن تكه هاي كوچكي از اطلاعات را بازيابي كرده و براي كارهاي پيچيده مورد استفاده قرار مي دهيم. افرادي كه حافظه فعال قدرمندي دارند، مي تواند همزمان با پردازش هاي عوامل مزاحم، اطلاعات مورد نياز را يافته و پردازش كنند، همچنين به نظر مي رسد رابطه نزديكي بين ظرفيت فعال و كنترل اطلاعات دربافتي از محيط و انتخاب آنها براي پردازش يا چشم پوش وجود دارد.

از آنجا كه توانايي ما براي استدلال و حل مسئله اغلب به عنوان هوش تعريف مي شود، ارتقا كاركرد حافظه فعال به افزايش بهره هوش مي انجامد.

ادراك ديداري:

ادراك ديداري به معني ديدن اشياء و تفسير آنچه ديده شده است به طوري كه قابل درك باشد. ادراک دیداری تنها به معنای دیدن نیست بلکه تجمه کردن تصاویر بینایی به اطلاعاتی که مغز بتواند به یاد بسپارد،سازماندهی کند ، تشخیص دهد و استفاده کند. برای مثال ادراک بینایی در خواندن کودکان برای به یاد اوردن حروفی که قبلا دیده اند یا تشخیص حروف واشکالی که شبیه به هم هستند یا تفاوت جزئی دارند موثر است.

هماهنگي چشم و دست :

هماهنگي چشم و دست مهارتی است كه به كنترل هماهنگ حركت چشم و دست و نيز پردازش اطلاعات ديداري به منظور هدايت دست براي دست يابي و گرفتن اشياء اطلاق مي شود. در واقع هدف این مهارت ، هماهنگي حركت چشم و دست براي انجام يك كارخاص است.برای مثال اين مهارت در كودكان به خصوص هنگام نوشتن از روی كتاب يا تخته خيلي كمك مي كند.

 
 
 
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 39
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 11 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
گفتار درمان
ارتباطات و مشکلات بلعیدن می تواند برای شما و عزیزان شما ناامید کننده باشد.
تیم دلسوز ما از کارشناسان گفتار و زبان با شما نزدیک است تا اهداف و نیازهای خود را شناسایی کنید. از آنجا، ما یک برنامه درمان که برای شما منحصر به فرد است، ایجاد می کنیم.
درباره گفتار درمانی
گفتار درمانی می تواند توانایی شما برای برقراری ارتباط، درک و فهمیدن را بهبود بخشد یا بازگرداند. مشکلات زبان و زبان می تواند به عنوان یک نتیجه از هر تعداد از شرایط پزشکی، از جمله:

اسکلروز جانبی جانبی آمیوتروفی (ALS)
آسیب مغزی
سرطان
اختلالات رشدی
اختلالات عصبی
بیماری پارکینسون
سکته مغزی
آسیب تروماتیک مغز

UCI سخنرانی سلامت و آسیب شناسی زبان به طور کامل مهارت های گفتار، زبان، شناختی، دهان و بلع را برای شناسایی ارتباطات و بلع مسائل و یافتن موثرترین راه های درمان 
آنها به طور کامل ارزیابی می کند.

گفتار درمانی چیست ؟

عمده ترین اختلالات گفتاری، عقب ماندگی ذهنی است که خود می تواند پایه گذار بسیاری از اختلالات دیگر باشد. در بحث مشکل جسمی باید به نقیصه های کم شنوایی و ناشنوایی، کم بینایی یا نابینایی اشاره کرد. در سیستم شنیداری، بیان گفتار از طریق شنیدن حاصل می شود که چنان چه اختلالی در این قسمت به وجود آید، تأخیر در رشد زبان و گفتار، قابل مشاهده است.
کودکانی که از سلامت فیزیکی و عاطفی برخوردارند، در تکلم، استقلال یافته تر از کودکانی اند که در خانواده های پر تنش زندگی می کنند. در این خانواده ها رشد حسی و حرکتی، با محدودیت پیش می رود زیرا زبان، نیاز به یک هماهنگی عصبی دارد و تأخیر در مهارت های حسی و حرکتی، رشد گفتار را کُند و با مشکل روبه رو می سازد. در عملکرد گفتار، نقش هوش طبیعی را نباید نادیده گرفت؛ هوش می تواند شناخت نمادها را به همراه داشته باشد تا فرد، از دیگر عملکردهای شناختی هم چون توجه کردن، شناسایی و ایجاد ارتباط و ذخیره ی آن در حافظه بهره گیرد.ارزیابی و مطالعه دقیق اختلالات گفتار و زبان یا اختلالات ارتباطی و همچنین نوتوانی و بازتوانی، اختیارات متخصصین گفتار درمانگر است.مادر،الگویی مناسب و مثبت در راستای رشد گفتار کودک است که این ارتباط عاطفی نباید خدشه دار شود و خلل و انحرافی در آن شکل گیرد. باید توجه داشت که رشد زبان از لحاظ جنسیتی در دختران، زودتر و بیش تر از پسران آغاز می شود؛ به خصوص در خانواده های تک فرزندی که توجه زیادی به آموزش زبان فرزند می شود.
کودکان علاقه ی زیاد به عضو شدن در گروه همسالان خود دارند و تلاش زیادی در این جهت، انجام می دهند تا بر رشد و پیشرفت گفتار خود بیفزایند؛ در واقع انگیزه صحبت کردن در گروه های هم سن، افزایش می یابد و به طور دسته جمعی به تماشای تلویزیون و یا نقاشی و نوشتن می پردازند.
مشکلات گفتاری را می توان در مرز بین 12 تا 24 ماهگی مشاهده کرد. در این سن، کودک به جای گفتار باید بتواند از علم اشاره به خوبی بهره ببرد مانند (بای بای یا بَه بَه) و در تقلید صداها مشکلی نداشته باشد مانند تقلید صدای یک حیوان، جیغ زدن و...

زمانی که سن کودک از 2 سالگی فراتر رفت، باید بتواند صداها و لغاتی را بیان کند و فقط مختص یک صدا یا لغت – آن هم تکراری – نباشد. در صحبت کردن، خانواده ها باید به تُن صدا و گرفتگی آن توجه داشته باشند. کودکانی که در این سن، در انجام کارهای ساده، با مشکل مواجه می شوند، جملات را به طور کامل بیان نمی کنند و فقط از کلمات محدود استفاده می نمایند و به طور کلی در فهمیدن و درک مطالب مشکل دارند،در معرض خطر قرار دارند و به منظور پیش گیری از مشکلات گفتاری باید توجه بیش تری به آنان نمود.در چنین شرایطی است که اگر والدین متوجه مشکلات خاصی در روند گفتاری فرزند خود بشوند حتما باید از کمک تخصصی یک گفتار درمانگر بهره برده و مشاوره لازم را داشته باشند.
چه زمانی به گفتار درمان نیاز داریم؟
۱- تاخیر در شروع گفتار در کودکان ۲- اشکال در تلفظ اصوات گفتاری ۳-عدم برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی از سوی کودک ۴-کم شنوایی یا ناشنوایی ۵-اشکال در درک کلام ۶-اختلال در بلع ۷-در صورت تشخیص بروز هر یک از اختلالات فلج مغزی، اوتیسم، اختلال یادگیری ،گفتار درمانی در آغاز به شناسایی ماهیت گفتار و زبان و رشد طبیعی آن و سپس به بررسی اختلالات مربوط پرداخته و در جهت رفع آنها می کوشد. در یک عبارت کوتاه می توان گفت هرگاه نحوه صحبت کردن گوینده بیش از محتوای سخن او، توجه شنونده را به خود جلب کند، وی مشکوک به اختلال گفتاری است. هرگونه اشکالی در نحوه گفتار و یا ناتوانی در درک گفته های دیگران می تواند موجب اختلال در روابط اجتماعی شخص مبتلا گردد.
این مسئله به نوبه خود موجب صدمات روحی و عاطفی و متزلزل شدن بهداشت روانی فرد و خانواده می شود. این نارسائیها مانند بسیاری از بیماریها، مزمن تر گردد، عواقب ناگوار بیشتری خواهد داشت. بنابراین ارائه هر چه سریعتر و بهتر خدمات گفتار درمانی برای اشخاص مبتلا ضروری است. در این همکاری سایر متخصصین که بیماران مبتلا به اختلالات گفتار و زبان به آنها مراجعه می کنند، برای تشخیص به موقع و ارجاع مناسب، حیاتی و ارزشمند است.
ارزیابی و مطالعه دقیق اختلالات گفتار و زبان یا اختلالات ارتباطی و همچنین نوتوانی و بازتوانی، اختیارات متخصصین گفتار درمانگر است.روند ارزیابی و تشخیص اختلالات گفتار و زبان در گفتاردرمانی مانند سایر بیماریها شامل معاینات و بررسیهای ویژه می باشد.در مرحله بعدی و پس از تشخیص ویژگیهای اختلال، درمان بیمار آغاز می شود. درمان اختلالات ارتباطی متکی به دارو درمانی و نظایر آن نبوده، بیشتر جنبه آموزشی دارد و با تکیه بر توانمندیهای بیمار، وی را به سمت غلبه بر ناتوانیهایش هدایت می کند. قابل به ذکر است که هر چه افراد مبتلا به اختلالات گفتاری سریعتر به گفتار درمانی مراجعه کنند، پیشرفتهای بهتری را نشان داده و راحتتر درمان میشوند.

 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 31
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 11 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
چگونه فرزند من از درمان گروهی بهره مند خواهد شد؟
گروه درمان می تواند اعتماد به نفس و اعتماد به نفس را ایجاد کند و توانایی بچه ها را در کاهش فشار همگانی منفی ایجاد کند.
همچنین می تواند بچه ها را با وسایل مورد نیاز برای پردازش و مدیریت احساسات منفی و کار از طریق استرس و اضطراب، تجهیز کند. این مزایا را از گروه درمانی برای بچه ها بررسی کنید:
به اعتماد اجتماعی اطمینان کنید

کار کردن با مسائل عاطفی پیچیده با یک گروه همکار کمک می کند تا بچه ها روش های جدید ارتباط با دیگران را یاد بگیرند.
از طریق کار گروهی، بچه ها صدای خود را می یابند و مهارت های جدید را در یک محیط امن و با بازخورد از یک درمانگر به کار می گیرند.
خداحافظی به استرس عاطفی غیر قابل کنترل

بچه ها اغلب از پاسخ های عاطفی خود به عوامل استرسزا ناراحت هستند.
گروه ها بچه ها را برای جلب احساسات خود، ارتباط با دیگر بچه ها و همکاری با یکدیگر فراهم می کنند. این باعث کاهش سطح استرس می شود.
آنها شنیده و پشتیبانی می کنند

هنگامی که بچه ها با اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات روحی روبرو می شوند، اغلب احساس جدا شدن یا تنهایی می کنند. آنها احساس میکنند دیگران آنها را درک نمی کنند.
گروه ها کمک می کنند بچه ها شنیده و شناخته شوند. آنها همچنین به بچه ها کمک می کنند تا به صورت آشکار درباره مبارزات خود صحبت کنند و از مدل سازی همکارانه یاد بگیرند.
دوستیابی خواهیم شد

این که آیا فرزند شما در یک گروه مهارتهای اجتماعی ثبت نام می کند تا یادگیری مهارت های دوستیابی یا گروه پشتیبانی برای بچه هایی که مورد تجاوز قرار گرفته اند،
دوستی ها به عنوان یک نتیجه از گروه بهبود بخشد.
بچه ها فرصت زیادی برای بازخورد معنی دار در مورد مهارت های اجتماعی در لحظه ندارند.
از طریق کار گروهی، بچه ها یاد می گیرند با همسالان خود همدردی کنند، حمایت و مراقبت کنند. این به مهارت های دوستانه مثبت در جوامع خود تبدیل می شود.
آنها مهارت های ارتباطی را می گیرند که عمر طول می کشد

هنگامی که شما با احساسات منفی غرق می شوید دشوار است که کلمات درست را پیدا کنید.
بچه ها که هنوز ابزارهای ارتباطی را یاد نگرفته اند، می توانند ناخودآگاه یا ناراحتی را تجربه کنند و یا ارتباط برقرار کنند.
گروه درمان فرصتی برای بچه ها برای تمرین کردن و ابراز احساسات خود را با همسالان خود فراهم می کند.
این کمک می کند تا بچه ها ابزارهای ارتباطی موثر را برای استفاده از زمانیکه در معرض آشفتگی هستند، ایجاد کنند
آیا شرایطی وجود دارد که در آن گروه درمان ممکن است برای کودکان توصیه نمی شود؟
كودكانی كه در معرض بحران یا تجربه ای از افكار خودكشی هستند، نامزد خوبی نیستند برای درمان گروهی.
علاوه بر این، برای به دست آوردن بیشتر از گروه درمان، بچه ها نیاز به حضور در هفته است
فاصله و برنامه ریزی می تواند برای برخی مشکل ساز باشد. در نهایت، کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی قابل توجهی ممکن است برای یک گروه در فاز اولیه درمان آماده نباشند،
زیرا صحبت کردن در یک گروه ممکن است دشوار باشد. با محدود کردن این شرایط، گروه درمان می تواند گزینه ای عالی برای بسیاری از کودکان در رابطه با مسائل بهداشت روانی مختلف باشد.

گروه درمانی چیست ؟

فرآيندي تكميلي در جهت درمان اختلالات رفتاري مي‌باشد. بسياري از كودكان پس از پايان يافتن پروسه بازي درماني كاملا خوب مي‌شوند امامشكلاتي در گروه و در ارتباط با همسالان خود دارند كه از طريق گروه درماني اين مشكل نيز حل مي‌گردد.

ما انسانها در گروههای اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنیم و فعالیت داریم. در این شرایط عجیب نیست که بسیاری از مسائل احساسی و عاطفی آنها از روابط مخدوش شده این گروهها ناشی می‌شود. با آموزش و پی بردن به اهمیت روز افزون روابط اجتماعی و میان فردی در سالهای اخیر بجای توجه به عوامل درون شخصی توجه به عوامل حاکم میان افراد گروههای اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. و بر این اساس در محیط بیمارستانهای روانی ، کلینیکها آموزشی و درمانی ، دفاتر مشاوره و روان درمانی و تمامی موسسات آموزشی و فرهنگی به شکل بندیهای گروهی توجه زیادی می‌گردد.
در دنیای امروز انواع شیوه‌های گروه درمانی از جمله متداولترین شیوه‌های روان درمانی هستند. و در مقابل گروه درمانی ، روان درمانی انفرادی قرار دارد.

گروه درمانی

در گذشته مردم مشکلات روانی را به عنوان بیماری قبول نداشتند بلکه آن را نوعی جن زدگی می دانستند که در اثر بادهای بد و ارواح خبیثه و اجنه به وجود می آیند و فرد مبتلا تا پایان عمر با آن دست به گریبان خواهد بود و راه علاجی وجود ندارد. این بدبینی و باورهای غلط باعث شد مردم تصور کنند این قبیل بیماری ها از کنترل انسان خارج هستند. در آن دوران بیماران روانی را در دارالمجانین ها به غل و زنجیر می کشیدند و جن گیرها و جادوگران به حل این مسائل می پرداختند. 
در قرن ۱۷ تا ۱۸ «پینل» غل و رنجیرها را از دست و پای این بیماران باز کرد، اما مدت ها زمان لازم بود تا بالاخره فروید در اوائل قرن بیستم گفت: این افراد بیمار هستند و بیماری آنها معلول علتی است که علت آن جن و اوراح خبیثه و... نیست. فروید علم روانکاوی را معرفی کرد و گفت می توان بسیاری از بیماری های روانی را درمان کرد. او به گونه ای کاشف ناخودآگاه بود و اساس نخستین روان درمان هایی که در قرن بیستم انجام می شد نیز ناخودآگاه بود. فروید معتقد بود افراد بشر به همه انگیزه های درونی کارهای خود آگاه نیستند.
در ابتدا روان درمانی فقط به صورت انفرادی انجام می شد اما از سال ۱۹۲۰ کم کم شیوه های مختلف گروه درمانی به وجود آمد. اولین گروه درمانی توسط یک پزشک آمریکایی به نام دکتر کلَت انجام شد. او که متخصص درمان مسلولین بود برای عده ای از بیماران خود به صورت گروهی کلاس هایی گذاشت و در مورد بیماری و مسائل بیماری آنها صحبت کرد. دکتر کلَت متوجه شد افرادی که در این گروه ها شرکت کرده اند روند سریع تر و بهتری در درمان دارند. از آن پس کم کم روش های مختلف درمان های گروهی مانند روان آموزش، روان نمایش و... متداول شد، اما مشهورترین روش های گروه درمانی مبتنی بر یافته های روانکاوی بود که بعد از جنگ جهانی دوم در انگلیس و آمریکا مرسوم گردید، این گروه ها اولین بار در ارتش انگلیس توسط بیام تشکیل شد. استفاده منظم از گروه‌ها در روان درمانی پدیده نسبتا تازه‌ای است. هر چند التیام یابی گروهی سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد که نمونه‌های بارز آن را در تعالیم مذهبی می‌توان مشاهده کرد. ژوزف پرات (1974) پزشک اهل بوستون را اغلب پدر گروه درمانی می‌دانند، در آغاز قرن بیستم ژوزف پرات مسأله گردهم آوری بیمارن معلول و آموزش جنبه‌های پزشکی بیماری آنها بطور دسته جمعی را مطرح ساخت. او صرف نظر از کار تعلیم ، فضایی گروهی بوجود آورد تا بیماران در سایه آن در مقام کمک متقابل به یکدیگر برآیند.
چندین سال بعد ، تعدادی از روانپزشکان آمریکایی نقطه نظرهای پرات را در زمینه درمان روانی بکار بردند. از جمله لازل و مارش که از یک شیوه آموزشی به صورت گروهی برای درمان ناخوشیهای دماغی استفاده می‌کردند. این شیوه به زودی منسوخ گردید و جای آنرا روان تحلیلی گران پر کردند. فروید شخصا به کار گروه درمانی نپرداخت، اما مقالاتی که در زمینه روان شناسی گروهی و تحلیل خود منتشر کرد، حاکی از اطلاع او از اهمیت پدیده گروهی بود.
آدلر شخصا از برنامه‌های گروه درمانی در مراکز هدایت کودکان و نیز معتادان به الکل استفاده نمود. جنگ جهانی دوم به گروه درمانی وسعت تازه‌ای بخشید. گروه درمانی برای توده‌های عظیم بیماران روانی که به ارتش بریتانیا فرا خوانده شده بودند، نقش مهم درمانی ایفا نمود. بیمارستان نظامی نورت فیلد بخصوص مرکز مهمی برای ابداع شیوه‌های مختلف گروه درمانی بود. از جمله سایر بانیان گروه درمانی در آمریکا می‌توان به گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی کورت لوین اشاره نمود. 
چه مشکلاتی با استفاده از گروه درمانی می‌توانند درمان شوند؟ 
مشکلات و مسائلی که با استفاده از گروه درمانی قابل هستند گسترش وسیعی دارند، از جمله مشکلات مرتبط به خود انگاره ، نداشتن احساس هویت ، عزت نفس و هدف و مقصود. مشکلات نشانه‌ای شامل اضطراب ، افسردگی روان تنی ، عملکرد ضعیف شغلی ، برخورد غیر مؤثر با فشارهای روانی ، مشکلات عاطفی ، ناتوانی در ابراز اهمیت ، ناتوانی در کنترل احساسات ، پرخاشگری ، روابط اجتماعی نامناسب ، ناراحتی در مجمع ، ناتوانی در اعتماد به دیگران ، وابستگی شدید به دیگران ، ابراز وجود بیش از حد ، ناتوانی در برقراری ارتباط با جنس مخالف ، اعتیاد ، مشکلات زنانشویی مثل اختلافات و مشاجرات همسران و ... ویژگی افرادی که تحت گروه درمانی قرار می‌گیرند بسیار باید از انگیزه لازم برخوردار باشد، میل به تغییر داشته باشد و در راستای رسیدن به این هدف بکوشد. ورود به برنامه گروه درمانی باید داوطلبانه باشد و بیمار به صرف توصیه دوستان و اقوام و مسئولین روان درمانی به این کار وادار نشود. بیمار باید به گروه درمانی معتقد باشد و آنرا یک شیوه درمانی درست و مناسب بداند. معتقد باشد که گروه نیازهای او را برآورده می‌سازد و مفید واقع می‌شود. نظر به اینکه گروه درمانی اصولا فرآیند کلامی است، بیمار باید از مهارتهای کلامی و مفهومی کافی برخوردار باشد. در گروه درمانی برای بیماران شدیدا افسرده ، بیمارن مبتلا به اسکیزوفرنی حاد ، اختلال شخصیتهای پارانوئید ، اختلال شخصیت اسکیزوئید شدید ، اختلال شخصیت جامعه ستیز ، افراد مبتلا به بیمار انگاری و اختلال شخصیت خود شیفته در صورتی که گروه درمانی بلند مدت باشد، نمی‌توانند مفید باشند.

مراحل طبیعی در فرآیند گروه درمانی

در آغاز تشکیل گروه ، گروه هنوز کاملا روشن نشده است. به درمانگر وابسته است چرا که درمانگر را بوجود آورده و ادامه فعالیت گروه به نظر اعضاء گروه به درمانگر ارتباط دارد. اعضاء گروه در انتظار راهنمایی و دستور العمل درمانگر هستند. در نظر آنها درمانگر شخصی با معلومات و متخصص است و اعضاء خود را وابسته به درمانگر احساس می‌کنند و نیز تلاش می‌کنند رفتارهای مناسب داشته باشند تا بتوانند در گروه ماندگار شوند، هر چند آگاهی کامل از اهداف گروه ندارند. در مرحله دوم وابستگی تغییر شکل می‌دهد و گروه یاد می‌گیرد که وابسته به درمانگر نباشد و مسئولیت پذیر باشد. 
در مرحله سوم صمیمت بیشتری بین گروه ایجاد می‌شود. احساسات خود را بیان می‌کنند و واکنشهای مناسب در مقابل احساسات دیگران نشان می‌دهند. درمانگر در جلسه درمان حضور دارد، اما تنها اداره کننده جلسه نیست. سعی می‌کند به عنوان یک عضو گروه انسجام جلسه را حفظ کند. و از تکنیکهای مختلف در مورد اعضاء گروه و واکنشهای آنها استفاده کند. ممکن است گروه درمانگر جلسه را با خطاب گروهی آغاز کند و ادامه جلسه را با تشویق و باز خورد به اعضاء تداوم بخشد. هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند.
دفاتر مشاوره دانشگاهها, در اغلب مراكز , خدمات مشاوره گروهی نیز ارائه می دهند. هر گروه توسط یك روانشناس یا یك متخصص مشاوره هدایت می شود. بعضی از موضوعات ویژه این گروهها اضطراب امتحان یا اداره استرس می باشد. بعضی از گروههای مشاوره ای حالت عمومی داشته و به شركت كننندگان كمك می كند تعداد زیادی از مشكلات شخصی, شامل احساس افسردگی, اضطراب افراطی, نگرانی, مشكلات مربوط به احساس ارزشمندی و مشكلات ارتباطی را حل و فصل نمایند.

● چه چیزی در یك گروه مشاوره ای رخ می دهد؟ 
عموماً ، گروهها از ۴ الی ۸ نفر كه بطور منظم هفته ای یكبار به مدت ۱ تا ۵/۱ ساعت دور هم جمع می شوند, تشكیل می شود. حضور كامل در تمام جلسات از آغاز تا پایان هر جلسه بسیار مهم است. در جلسات گروهی, شركت كننده ها درباه علائق شان بحث می كنند. در بعضی از گروهها, مشاور ممكن است با هر شركت كننده بصورت فردی كار كند در حالی كه نظر تعداد معدودی از سایر افراد گروه را نیز جویا می شود. در صورتیكه گروههای دیگر عمدتاً بر مشاهدات و مباحث بین شركت كنندگان و مشاور استوار هستند و مشاور در مواقع لزوم جهت تسهیل كار, مشاوره هایی را ارائه می دهد.

● در حالی كه مشكلات افراد متفاوت است چگونه گروه می تواند برایم مفید باشد؟
هر فرد موجودی منحصر بفرد است و بنابراین علائق اش نیز منحصر به فرد است. با این همه به عنوان موجودات انسانی ما اشتراكات فراوانی نیز داریم (ما همگی در خانواده ها رشد و تحول را آغاز می كنیم, همه ما به یك شیوه نسبت به ضربه ها واكنش نشان می دهیم, همهٔ ما در اساس از توانایی رشد و تغییر یكسانی بخورداریم)و تجربیات ما نشان می دهد گرچه مشكلاتی كه افراد با آنها وارد مشاوره می شوند، می توانند متفاوت باشند اما علل زیربنایی ایجاد كننده این مشكلات در اغلب موارد مشابه هستند. 
عامل اساسی مشكلات ما در زندگی, ریشه در الگوها و عاداتی دارد كه در طی رشد یاد گرفته ایم و اكنون در پیشامدهای فعلی زندگی موثر نیستند و یا موجب عقب ماندگی ما می شوند. (به عنوان مثال خانواده ممكن است به ما یاد داده باشد كه از نشان دادن اشكال خاصی از بیان عواطف اجتناب كنیم, اما اكنون كه با فشارهای طبیعی مربوط به زندگی بزرگسالی مواجه هستیم, احساسات سركوب شده ناشی از این اجتناب علایمی همچون افسردگی, نگرانی یا واكنش افراطی را در ما برمی انگیزند.) هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند. 
گرچه عجیب به نظر می رسد كه فكر كنیم چیزهایی را كه در مورد خود نمی دانیم ولی تجارب نشان می دهد كه بسیاری از عادات و الگوهای رفتاری مشكل زای ما چیزهایی هستند كه در زندگی خودمان انجام می دهیم ولی آنها آنقدر حالت خودكار پیدا كرده اند كه حتی نمی توانیم فكر كنیم كه شاید حاصل یادگیری بوده و اختیاری باشند. گروه،شرایطی ویژه برای فهم و یادگیری دربارهٔ خودمان، دیگران و ما در رابطه با دیگران فراهم می كند. در نتیجه ما قادر می شویم در روابط خود با دیگران و نیز در رابطه با خودمان در خارج از گروه كارآمدتر عمل كنیم. گروه درمانی به ما فرصت می دهد تا از مشاهدات كمك كننده و حمایت دیگران جهت فهم و تغییر شیوه های زندگی استفاده كنیم.

● آیا نمی توانم از روشهای (كمكی) فردی استفاده كنم؟
در حالی كه مشاوره فردی در مورد مشكلات شدید خاص بسیار مفید است, تجارب نشان می دهد كه گروه درمانی حتی در اغلب موارد درباره بسیاری از مشكلات مفیدتر است. در مشاوره گروهی ما این فرصت را پیدا می كنیم كه بفهمیم بسیاری از رازهای وحشت زا و جنبه های نفرت انگیز خودمان در واقع تجارب معمول انسانی هستند و این باز شناسی بسیار كمك كننده است. شرم و خجالت بسیاری از مردم را از منافع گروه درمانی محروم می كند. غلبه بر احساسات مربوط به این جنبه از خودمان بخش مهمی از زندگی و موفق تر شدن حیاتمان است. گروه درمانی در این رابطه بسیار سودمند است. 
● اعتماد و حرمت (رازداری) هر چیزی كه در گروه گفته می شود به صورت یك راز حفظ می شود.
آنها به خارج از گروه منتقل نمی شوند و حتی در خارج از گروه یا سایر اعضای گروه نیز مطرح نمی شوند. هر عضو گروه موافقت خود را در التزام به این قاعده با امضا كردن (برگه توافق) اعلام میدارد. (اگر می خواهیداز فرصت های مشاوره گروهی برای شناخت خودتان و تغییر جنبه های مشكل زای رفتارتان استفاده كنید با كارشناسان دفاتر مشاوره تماس حاصل نمائید.)

یک نمونه گروه درمانی

روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملا پذیرفته شده روانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یک رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصول رواندرمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویا روی کاربد داشته است. 
بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان درمانی گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد بطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند.میگنا دات آی آر، آن دسته از روابط فیمابین افراد که توام با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطی ناسالم و صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضا می کند و هر انسانی با تمام وجود آنرا طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمار گونه نیست رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واو تنها منزوی گردد شاید یکی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی همدمی افراد باشد بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیازاجتماعی فرد در ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.
دربررسی های کلینیکی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است که اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند معتادین معمولا با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنین با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشکل هستند بنابر این پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیال شود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلا در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفته نماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمان کامل دنبال می شود. 
● گروههای خود یار معتادان گمنام یک منبع یا یک سازمان غیر انتفاعی بین المللی متشکل از معتادان در حال بهبودی است که به شکل محلی و منطقه ای در بیش از ۶۰ کشور جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از یکدیگر یاد میگیرند که چگونه بدون مواد مخدر زندگی کنند و به چه طریق از اثراتی که اعتیاد در زندگیشان گذارده است بهبود یابند.
● چه کسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟ هر کس که مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویت معتادان گمنام در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف کنندگان هیچ نوع ماده مخدر بخصوصی نیست و هر کس با هر گونه ماده مخدر قانونی و غیر قانونی الکل هم جز مواد مخدر محسوب میشودمیتواند به عضومیت معتادان گمنام در آید.
● جلسات معتادان گمنام زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام با مسئله بهبودی برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمن با در میان گذاشتن تجربیات ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانه در جلسات شرکت میکنند جلسات معتادان گمنام حالتی غیر رسمی دارد و در مکانهایی که توسط گروهها اجراره شده اند برگزار میشود. رهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطور نوبتی وم داوطلبانه برعهده میگیرند کلیه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات دیگر از طریق کمک مالی داوطلبانه اعضا و فروش نشریات تامین میشود هیچ گونه کمک مالی از افراد غیر عضو پذیرفته نمیشود. اکثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زمانی همه هفته تشکیل میشود محل این جلسات معمولا از میان مکانها مؤسسات عمومی وعام المنفعه انتخاب میشود جلسات معمولا دو نوعند: جلسات علنی یا باز و جلسات غیر علنی یا بسته حضور در جلسات علنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط با حضور معتادان برگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یک از جلسات با یکدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصی انتخاب میشود و برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدف جلسات همیشه یکی است و آن بوجودآوردن یک محیط مطمئن و مناسب برای بهبودی فرد میباشد. 
● روش کار معتادان گمنام همیاری و کمک معتادان به یکدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساس کار معتادان گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میان گذاشتن تجربیات بهبودی خود گرد هم میایند و همچنین اعضای با تجربه تر که به آنها راهنما گفته میشومد شخصا به اعضای جدیدتر کمک میکنند. قدمهای دوازده گانه اصولی ترین برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب این انجمن میباشند این قدمهایکسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه میدهد با بکارگیری این دستورالعملها و تماس نزدیک و دائم باسایر اعضا در نتیجه معتادان میآموزندکه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداری کنند و با فراز و نشیبهای زندگی روبرو شوند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 59
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 11 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
کدام گروه برای کودکان مناسب است؟
گروه های مختلف برای رسیدگی به مسائل مختلف در دسترس هستند. به طور کلی، گروه کوچکی از بچه هایی که از طریق استرسورهای مشابه کار می کنند با هم قرار می گیرند.
گروه ها معمولا کوچک هستند، در حدود 8 تا 10 شرکت کننده بسته به ماهیت گروه. در برخی موارد، گروه ها براساس جنسیت سازماندهی می شوند،
اما گروه های بسیاری بر روی کار بر روی یک مسئله خاص تمرکز می کنند (مثلا مهارت های اجتماعی، اضطراب و غیره).
نمونه هایی از گروه درمان عبارتند از:
رفتار رفتاری دیالکتیکی (DBT): این بر ترکیبی از روان درمانی فردی و کلاس های آموزش مهارت های گروهی کمک می کند 
تا به بچه ها یاد دهند و از استراتژی های جدید برای بهبود عملکرد احساسی خود استفاده کنند.
مهارت های آموخته شده عبارتند از ذهنیت، تنظیم احساسات، تحمل دوری، و اثربخشی بین فردی.
رفتار رفتاری دیالکتیک، یک بخش از شایع ترین شیوه درمان شناختی رفتاری (CBT) است. DBT در ابتدا برای کمک به افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) طراحی شده بود.
گروه های فرایندی: این گروه ها به کودکان کمک می کنند تا از طریق عوامل استرس زای روانی و اجتماعی در یک محیط امن و حمایتی کار کنند.
گروه های غم و اندوه، گروه های اجتماعی برای کار از طریق قلدری، گروه های اختلال خوردن، گروه های بازی درمانی و گروه های توانمند سازی، نمونه هایی از گروه های فرایند هستند.
درمان گروهی فرآیند یک ابزار قدرتمند برای کمک به بچه ها در یادگیری نحوه اعتماد به دیگران است، چگونه تجارب را به اشتراک بگذارید که ممکن است در غیر اینصورت بطرف بکشد،
و نحوه ارائه و پذیرش بازخورد حمایتی به و از همسالان، به شما کمک کند.
گروه های مهارت های اجتماعی: این گروه ها شامل تمرینات مهارت سازی و تمرین با همسالان مناسب می شوند.
گروه های مهارت های اجتماعی عموما به دنبال ایجاد مهارت های اجتماعی در کودکان جوانتر، تقریبا دو تا هشت ساله هستند.
جلسات درمان گروهی اجتماعی میتواند شامل شیوههای بازیگری باشد تا بچهها بتوانند به راحتی متوجه شوند چگونه گفتگوها و همچنین زبان بدن مناسب را شروع کنند.
گروه های شناختی رفتاری (CBT): این گروه ها به بچه ها کمک می کنند تفکر نادرست را تشخیص دهند که رفتارهای منفی را تقویت می کنند و عموما بر روی یک موضوع خاص تمرکز می کنند.
گروه های CBT به خصوص با اختلالات اضطرابی موثر هستند. درباره CBT بیشتر بدانید.
در نظر داشته باشید که مهم است که برنامه ای را ایجاد کنید که شما و فرزندانتان می توانند با جلسات درمان گروهی کنار بیایند.

گروه درمانی چیست ؟

فرآيندي تكميلي در جهت درمان اختلالات رفتاري مي‌باشد. بسياري از كودكان پس از پايان يافتن پروسه بازي درماني كاملا خوب مي‌شوند امامشكلاتي در گروه و در ارتباط با همسالان خود دارند كه از طريق گروه درماني اين مشكل نيز حل مي‌گردد.

ما انسانها در گروههای اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنیم و فعالیت داریم. در این شرایط عجیب نیست که بسیاری از مسائل احساسی و عاطفی آنها از روابط مخدوش شده این گروهها ناشی می‌شود. با آموزش و پی بردن به اهمیت روز افزون روابط اجتماعی و میان فردی در سالهای اخیر بجای توجه به عوامل درون شخصی توجه به عوامل حاکم میان افراد گروههای اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. و بر این اساس در محیط بیمارستانهای روانی ، کلینیکها آموزشی و درمانی ، دفاتر مشاوره و روان درمانی و تمامی موسسات آموزشی و فرهنگی به شکل بندیهای گروهی توجه زیادی می‌گردد.
در دنیای امروز انواع شیوه‌های گروه درمانی از جمله متداولترین شیوه‌های روان درمانی هستند. و در مقابل گروه درمانی ، روان درمانی انفرادی قرار دارد.

گروه درمانی

در گذشته مردم مشکلات روانی را به عنوان بیماری قبول نداشتند بلکه آن را نوعی جن زدگی می دانستند که در اثر بادهای بد و ارواح خبیثه و اجنه به وجود می آیند و فرد مبتلا تا پایان عمر با آن دست به گریبان خواهد بود و راه علاجی وجود ندارد. این بدبینی و باورهای غلط باعث شد مردم تصور کنند این قبیل بیماری ها از کنترل انسان خارج هستند. در آن دوران بیماران روانی را در دارالمجانین ها به غل و زنجیر می کشیدند و جن گیرها و جادوگران به حل این مسائل می پرداختند. 
در قرن ۱۷ تا ۱۸ «پینل» غل و رنجیرها را از دست و پای این بیماران باز کرد، اما مدت ها زمان لازم بود تا بالاخره فروید در اوائل قرن بیستم گفت: این افراد بیمار هستند و بیماری آنها معلول علتی است که علت آن جن و اوراح خبیثه و... نیست. فروید علم روانکاوی را معرفی کرد و گفت می توان بسیاری از بیماری های روانی را درمان کرد. او به گونه ای کاشف ناخودآگاه بود و اساس نخستین روان درمان هایی که در قرن بیستم انجام می شد نیز ناخودآگاه بود. فروید معتقد بود افراد بشر به همه انگیزه های درونی کارهای خود آگاه نیستند.
در ابتدا روان درمانی فقط به صورت انفرادی انجام می شد اما از سال ۱۹۲۰ کم کم شیوه های مختلف گروه درمانی به وجود آمد. اولین گروه درمانی توسط یک پزشک آمریکایی به نام دکتر کلَت انجام شد. او که متخصص درمان مسلولین بود برای عده ای از بیماران خود به صورت گروهی کلاس هایی گذاشت و در مورد بیماری و مسائل بیماری آنها صحبت کرد. دکتر کلَت متوجه شد افرادی که در این گروه ها شرکت کرده اند روند سریع تر و بهتری در درمان دارند. از آن پس کم کم روش های مختلف درمان های گروهی مانند روان آموزش، روان نمایش و... متداول شد، اما مشهورترین روش های گروه درمانی مبتنی بر یافته های روانکاوی بود که بعد از جنگ جهانی دوم در انگلیس و آمریکا مرسوم گردید، این گروه ها اولین بار در ارتش انگلیس توسط بیام تشکیل شد. استفاده منظم از گروه‌ها در روان درمانی پدیده نسبتا تازه‌ای است. هر چند التیام یابی گروهی سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد که نمونه‌های بارز آن را در تعالیم مذهبی می‌توان مشاهده کرد. ژوزف پرات (1974) پزشک اهل بوستون را اغلب پدر گروه درمانی می‌دانند، در آغاز قرن بیستم ژوزف پرات مسأله گردهم آوری بیمارن معلول و آموزش جنبه‌های پزشکی بیماری آنها بطور دسته جمعی را مطرح ساخت. او صرف نظر از کار تعلیم ، فضایی گروهی بوجود آورد تا بیماران در سایه آن در مقام کمک متقابل به یکدیگر برآیند.
چندین سال بعد ، تعدادی از روانپزشکان آمریکایی نقطه نظرهای پرات را در زمینه درمان روانی بکار بردند. از جمله لازل و مارش که از یک شیوه آموزشی به صورت گروهی برای درمان ناخوشیهای دماغی استفاده می‌کردند. این شیوه به زودی منسوخ گردید و جای آنرا روان تحلیلی گران پر کردند. فروید شخصا به کار گروه درمانی نپرداخت، اما مقالاتی که در زمینه روان شناسی گروهی و تحلیل خود منتشر کرد، حاکی از اطلاع او از اهمیت پدیده گروهی بود.
آدلر شخصا از برنامه‌های گروه درمانی در مراکز هدایت کودکان و نیز معتادان به الکل استفاده نمود. جنگ جهانی دوم به گروه درمانی وسعت تازه‌ای بخشید. گروه درمانی برای توده‌های عظیم بیماران روانی که به ارتش بریتانیا فرا خوانده شده بودند، نقش مهم درمانی ایفا نمود. بیمارستان نظامی نورت فیلد بخصوص مرکز مهمی برای ابداع شیوه‌های مختلف گروه درمانی بود. از جمله سایر بانیان گروه درمانی در آمریکا می‌توان به گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی کورت لوین اشاره نمود. 
چه مشکلاتی با استفاده از گروه درمانی می‌توانند درمان شوند؟ 
مشکلات و مسائلی که با استفاده از گروه درمانی قابل هستند گسترش وسیعی دارند، از جمله مشکلات مرتبط به خود انگاره ، نداشتن احساس هویت ، عزت نفس و هدف و مقصود. مشکلات نشانه‌ای شامل اضطراب ، افسردگی روان تنی ، عملکرد ضعیف شغلی ، برخورد غیر مؤثر با فشارهای روانی ، مشکلات عاطفی ، ناتوانی در ابراز اهمیت ، ناتوانی در کنترل احساسات ، پرخاشگری ، روابط اجتماعی نامناسب ، ناراحتی در مجمع ، ناتوانی در اعتماد به دیگران ، وابستگی شدید به دیگران ، ابراز وجود بیش از حد ، ناتوانی در برقراری ارتباط با جنس مخالف ، اعتیاد ، مشکلات زنانشویی مثل اختلافات و مشاجرات همسران و ... ویژگی افرادی که تحت گروه درمانی قرار می‌گیرند بسیار باید از انگیزه لازم برخوردار باشد، میل به تغییر داشته باشد و در راستای رسیدن به این هدف بکوشد. ورود به برنامه گروه درمانی باید داوطلبانه باشد و بیمار به صرف توصیه دوستان و اقوام و مسئولین روان درمانی به این کار وادار نشود. بیمار باید به گروه درمانی معتقد باشد و آنرا یک شیوه درمانی درست و مناسب بداند. معتقد باشد که گروه نیازهای او را برآورده می‌سازد و مفید واقع می‌شود. نظر به اینکه گروه درمانی اصولا فرآیند کلامی است، بیمار باید از مهارتهای کلامی و مفهومی کافی برخوردار باشد. در گروه درمانی برای بیماران شدیدا افسرده ، بیمارن مبتلا به اسکیزوفرنی حاد ، اختلال شخصیتهای پارانوئید ، اختلال شخصیت اسکیزوئید شدید ، اختلال شخصیت جامعه ستیز ، افراد مبتلا به بیمار انگاری و اختلال شخصیت خود شیفته در صورتی که گروه درمانی بلند مدت باشد، نمی‌توانند مفید باشند.

مراحل طبیعی در فرآیند گروه درمانی

در آغاز تشکیل گروه ، گروه هنوز کاملا روشن نشده است. به درمانگر وابسته است چرا که درمانگر را بوجود آورده و ادامه فعالیت گروه به نظر اعضاء گروه به درمانگر ارتباط دارد. اعضاء گروه در انتظار راهنمایی و دستور العمل درمانگر هستند. در نظر آنها درمانگر شخصی با معلومات و متخصص است و اعضاء خود را وابسته به درمانگر احساس می‌کنند و نیز تلاش می‌کنند رفتارهای مناسب داشته باشند تا بتوانند در گروه ماندگار شوند، هر چند آگاهی کامل از اهداف گروه ندارند. در مرحله دوم وابستگی تغییر شکل می‌دهد و گروه یاد می‌گیرد که وابسته به درمانگر نباشد و مسئولیت پذیر باشد. 
در مرحله سوم صمیمت بیشتری بین گروه ایجاد می‌شود. احساسات خود را بیان می‌کنند و واکنشهای مناسب در مقابل احساسات دیگران نشان می‌دهند. درمانگر در جلسه درمان حضور دارد، اما تنها اداره کننده جلسه نیست. سعی می‌کند به عنوان یک عضو گروه انسجام جلسه را حفظ کند. و از تکنیکهای مختلف در مورد اعضاء گروه و واکنشهای آنها استفاده کند. ممکن است گروه درمانگر جلسه را با خطاب گروهی آغاز کند و ادامه جلسه را با تشویق و باز خورد به اعضاء تداوم بخشد. هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند.
دفاتر مشاوره دانشگاهها, در اغلب مراكز , خدمات مشاوره گروهی نیز ارائه می دهند. هر گروه توسط یك روانشناس یا یك متخصص مشاوره هدایت می شود. بعضی از موضوعات ویژه این گروهها اضطراب امتحان یا اداره استرس می باشد. بعضی از گروههای مشاوره ای حالت عمومی داشته و به شركت كننندگان كمك می كند تعداد زیادی از مشكلات شخصی, شامل احساس افسردگی, اضطراب افراطی, نگرانی, مشكلات مربوط به احساس ارزشمندی و مشكلات ارتباطی را حل و فصل نمایند.

● چه چیزی در یك گروه مشاوره ای رخ می دهد؟ 
عموماً ، گروهها از ۴ الی ۸ نفر كه بطور منظم هفته ای یكبار به مدت ۱ تا ۵/۱ ساعت دور هم جمع می شوند, تشكیل می شود. حضور كامل در تمام جلسات از آغاز تا پایان هر جلسه بسیار مهم است. در جلسات گروهی, شركت كننده ها درباه علائق شان بحث می كنند. در بعضی از گروهها, مشاور ممكن است با هر شركت كننده بصورت فردی كار كند در حالی كه نظر تعداد معدودی از سایر افراد گروه را نیز جویا می شود. در صورتیكه گروههای دیگر عمدتاً بر مشاهدات و مباحث بین شركت كنندگان و مشاور استوار هستند و مشاور در مواقع لزوم جهت تسهیل كار, مشاوره هایی را ارائه می دهد.

● در حالی كه مشكلات افراد متفاوت است چگونه گروه می تواند برایم مفید باشد؟
هر فرد موجودی منحصر بفرد است و بنابراین علائق اش نیز منحصر به فرد است. با این همه به عنوان موجودات انسانی ما اشتراكات فراوانی نیز داریم (ما همگی در خانواده ها رشد و تحول را آغاز می كنیم, همه ما به یك شیوه نسبت به ضربه ها واكنش نشان می دهیم, همهٔ ما در اساس از توانایی رشد و تغییر یكسانی بخورداریم)و تجربیات ما نشان می دهد گرچه مشكلاتی كه افراد با آنها وارد مشاوره می شوند، می توانند متفاوت باشند اما علل زیربنایی ایجاد كننده این مشكلات در اغلب موارد مشابه هستند. 
عامل اساسی مشكلات ما در زندگی, ریشه در الگوها و عاداتی دارد كه در طی رشد یاد گرفته ایم و اكنون در پیشامدهای فعلی زندگی موثر نیستند و یا موجب عقب ماندگی ما می شوند. (به عنوان مثال خانواده ممكن است به ما یاد داده باشد كه از نشان دادن اشكال خاصی از بیان عواطف اجتناب كنیم, اما اكنون كه با فشارهای طبیعی مربوط به زندگی بزرگسالی مواجه هستیم, احساسات سركوب شده ناشی از این اجتناب علایمی همچون افسردگی, نگرانی یا واكنش افراطی را در ما برمی انگیزند.) هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند. 
گرچه عجیب به نظر می رسد كه فكر كنیم چیزهایی را كه در مورد خود نمی دانیم ولی تجارب نشان می دهد كه بسیاری از عادات و الگوهای رفتاری مشكل زای ما چیزهایی هستند كه در زندگی خودمان انجام می دهیم ولی آنها آنقدر حالت خودكار پیدا كرده اند كه حتی نمی توانیم فكر كنیم كه شاید حاصل یادگیری بوده و اختیاری باشند. گروه،شرایطی ویژه برای فهم و یادگیری دربارهٔ خودمان، دیگران و ما در رابطه با دیگران فراهم می كند. در نتیجه ما قادر می شویم در روابط خود با دیگران و نیز در رابطه با خودمان در خارج از گروه كارآمدتر عمل كنیم. گروه درمانی به ما فرصت می دهد تا از مشاهدات كمك كننده و حمایت دیگران جهت فهم و تغییر شیوه های زندگی استفاده كنیم.

● آیا نمی توانم از روشهای (كمكی) فردی استفاده كنم؟
در حالی كه مشاوره فردی در مورد مشكلات شدید خاص بسیار مفید است, تجارب نشان می دهد كه گروه درمانی حتی در اغلب موارد درباره بسیاری از مشكلات مفیدتر است. در مشاوره گروهی ما این فرصت را پیدا می كنیم كه بفهمیم بسیاری از رازهای وحشت زا و جنبه های نفرت انگیز خودمان در واقع تجارب معمول انسانی هستند و این باز شناسی بسیار كمك كننده است. شرم و خجالت بسیاری از مردم را از منافع گروه درمانی محروم می كند. غلبه بر احساسات مربوط به این جنبه از خودمان بخش مهمی از زندگی و موفق تر شدن حیاتمان است. گروه درمانی در این رابطه بسیار سودمند است. 
● اعتماد و حرمت (رازداری) هر چیزی كه در گروه گفته می شود به صورت یك راز حفظ می شود.
آنها به خارج از گروه منتقل نمی شوند و حتی در خارج از گروه یا سایر اعضای گروه نیز مطرح نمی شوند. هر عضو گروه موافقت خود را در التزام به این قاعده با امضا كردن (برگه توافق) اعلام میدارد. (اگر می خواهیداز فرصت های مشاوره گروهی برای شناخت خودتان و تغییر جنبه های مشكل زای رفتارتان استفاده كنید با كارشناسان دفاتر مشاوره تماس حاصل نمائید.)

یک نمونه گروه درمانی

روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملا پذیرفته شده روانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یک رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصول رواندرمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویا روی کاربد داشته است. 
بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان درمانی گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد بطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند.میگنا دات آی آر، آن دسته از روابط فیمابین افراد که توام با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطی ناسالم و صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضا می کند و هر انسانی با تمام وجود آنرا طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمار گونه نیست رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واو تنها منزوی گردد شاید یکی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی همدمی افراد باشد بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیازاجتماعی فرد در ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.
دربررسی های کلینیکی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است که اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند معتادین معمولا با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنین با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشکل هستند بنابر این پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیال شود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلا در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفته نماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمان کامل دنبال می شود. 
● گروههای خود یار معتادان گمنام یک منبع یا یک سازمان غیر انتفاعی بین المللی متشکل از معتادان در حال بهبودی است که به شکل محلی و منطقه ای در بیش از ۶۰ کشور جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از یکدیگر یاد میگیرند که چگونه بدون مواد مخدر زندگی کنند و به چه طریق از اثراتی که اعتیاد در زندگیشان گذارده است بهبود یابند.
● چه کسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟ هر کس که مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویت معتادان گمنام در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف کنندگان هیچ نوع ماده مخدر بخصوصی نیست و هر کس با هر گونه ماده مخدر قانونی و غیر قانونی الکل هم جز مواد مخدر محسوب میشودمیتواند به عضومیت معتادان گمنام در آید.
● جلسات معتادان گمنام زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام با مسئله بهبودی برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمن با در میان گذاشتن تجربیات ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانه در جلسات شرکت میکنند جلسات معتادان گمنام حالتی غیر رسمی دارد و در مکانهایی که توسط گروهها اجراره شده اند برگزار میشود. رهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطور نوبتی وم داوطلبانه برعهده میگیرند کلیه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات دیگر از طریق کمک مالی داوطلبانه اعضا و فروش نشریات تامین میشود هیچ گونه کمک مالی از افراد غیر عضو پذیرفته نمیشود. اکثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زمانی همه هفته تشکیل میشود محل این جلسات معمولا از میان مکانها مؤسسات عمومی وعام المنفعه انتخاب میشود جلسات معمولا دو نوعند: جلسات علنی یا باز و جلسات غیر علنی یا بسته حضور در جلسات علنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط با حضور معتادان برگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یک از جلسات با یکدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصی انتخاب میشود و برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدف جلسات همیشه یکی است و آن بوجودآوردن یک محیط مطمئن و مناسب برای بهبودی فرد میباشد. 
● روش کار معتادان گمنام همیاری و کمک معتادان به یکدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساس کار معتادان گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میان گذاشتن تجربیات بهبودی خود گرد هم میایند و همچنین اعضای با تجربه تر که به آنها راهنما گفته میشومد شخصا به اعضای جدیدتر کمک میکنند. قدمهای دوازده گانه اصولی ترین برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب این انجمن میباشند این قدمهایکسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه میدهد با بکارگیری این دستورالعملها و تماس نزدیک و دائم باسایر اعضا در نتیجه معتادان میآموزندکه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداری کنند و با فراز و نشیبهای زندگی روبرو شوند.

 
 
 
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 155
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 11 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
درمان گروهی برای کودکان و نوجوانان: این چه چیزی است، چگونه می توانند از آن بهره مند شوند، و هنگامی که کودک شما را به گروه درمان نمی فرستد

اگر کودک شما با غم و اندوه، اضطراب، یا هر گونه مسائل دیگر روحی روبرو باشد، گروه درمان یک گزینه مناسب برای در نظر گرفتن است

انواع درمان گروهی مزایای گروه درمان چگونه می توان گروهی برای کودک شما پیدا کرد
درمان فردی یک منبع فوق العاده برای بچه هایی است که برای یادگیری علائم اضطراب و اختلالات خلقی، ادراک احساسات،
کار کردن با انواع مختلف عوامل استرسزا (غم و اندوه، مسائل اجتماعی، عزت نفس پایین و غیره) و بهبود خلق و خوی آنها
درمان فردی یک فضای امن برای بچه ها فراهم می کند تا تلاش های خود را بیان و به دنبال کمک باشند.
در بسیاری از موارد، کار یک به یک با یک درمانگر به اندازه کافی برای کمک به بچه ها در غلبه بر مبارزات خود و یادگیری خود تنظیم می شود.
با این حال، بعضی از بچه ها از گروه درمان نیز سود می برند. در حالی که درمان فردی به کودکان کمک می کند تا احساسات خود، پاسخ به استرس و اقداماتی را که می توانند 
برای بهبود سلامت احساسی خود انجام دهند، به کودکان نشان می دهد، به مشکلات خاصی که در کلاس درس، در زمین بازی و یا در گروه های کوچک رخ می دهد، پاسخ نمی دهد.
درمان گروهی به پزشکان فرصت می دهد تا ببینند که چگونه بچه ها در یک محیط گروهی با یکدیگر ارتباط دارند.
برای بچه ها که با اضطراب اجتماعی، مهارت های اجتماعی ضعیف و یا بی توجهی مواجه می شوند،
تنظیم گروه، درمانگر را فرصتی برای کمک به بچه ها از طریق موانع خود با دیگر بچه ها به هنگام وقوع آنها فراهم می کند.
درمان گروهی همچنین می تواند منبع حمایت از کودکان در مورد غم و اندوه، قلدری، اضطراب و افسردگی و دیگر مسائل مربوط به سلامت روان باشد.
گروه درمان موثر است. یک متاآنالیز 56 مطالعه نشان داد که بچه ها یا نوجوانانی که تحت درمان با گروه درمان قرار داشتند، در پایان درمان بهتر از 73٪ از کسانی بودند که بهتر نبودند.

هنگامی که یک کودک با مهارت های تعامل اجتماعی مبارزه می کند، والدین اغلب به دنبال کمک به بهبود توانایی کودک برای برقراری ارتباط و ارتباط با دیگران هستند. 
در درمان فردی، کودک برای رسیدن به این مهارتها، بر اهداف خاصی کار خواهد کرد.
یک مثال میتواند با ایجاد گفتگو و استفاده از مهارتهای گوش دادن فعال، یک دوست جدید ایجاد کند.
این به کودک کمک می کند یک مجموعه مهارت خاص را تمرین کند.
با این حال، در یک گروه گروه، کودک فرصت دارد تا با مهارت های دیگران در اتاق کار کند. اگر کودک به دلیل اضطراب با مهارت های تعامل اجتماعی مبارزه می کند،
کودک می تواند با شروع یک مکالمه با یک کودک دیگر در ایمنی گروه کار کند

گروه درمانی چیست ؟

فرآيندي تكميلي در جهت درمان اختلالات رفتاري مي‌باشد. بسياري از كودكان پوس از پايان يافتن پروسه بازي درماني كاملا خوب مي‌شوند امامشكلاتي در گروه و در ارتباط با همسالان خود دارند كه از طريق گروه درماني اين مشكل نيز حل مي‌گردد.

ما انسانها در گروههای اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنیم و فعالیت داریم. در این شرایط عجیب نیست که بسیاری از مسائل احساسی و عاطفی آنها از روابط مخدوش شده این گروهها ناشی می‌شود. با آموزش و پی بردن به اهمیت روز افزون روابط اجتماعی و میان فردی در سالهای اخیر بجای توجه به عوامل درون شخصی توجه به عوامل حاکم میان افراد گروههای اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. و بر این اساس در محیط بیمارستانهای روانی ، کلینیکها آموزشی و درمانی ، دفاتر مشاوره و روان درمانی و تمامی موسسات آموزشی و فرهنگی به شکل بندیهای گروهی توجه زیادی می‌گردد.
در دنیای امروز انواع شیوه‌های گروه درمانی از جمله متداولترین شیوه‌های روان درمانی هستند. و در مقابل گروه درمانی ، روان درمانی انفرادی قرار دارد.

گروه درمانی

در گذشته مردم مشکلات روانی را به عنوان بیماری قبول نداشتند بلکه آن را نوعی جن زدگی می دانستند که در اثر بادهای بد و ارواح خبیثه و اجنه به وجود می آیند و فرد مبتلا تا پایان عمر با آن دست به گریبان خواهد بود و راه علاجی وجود ندارد. این بدبینی و باورهای غلط باعث شد مردم تصور کنند این قبیل بیماری ها از کنترل انسان خارج هستند. در آن دوران بیماران روانی را در دارالمجانین ها به غل و زنجیر می کشیدند و جن گیرها و جادوگران به حل این مسائل می پرداختند. 
در قرن ۱۷ تا ۱۸ «پینل» غل و رنجیرها را از دست و پای این بیماران باز کرد، اما مدت ها زمان لازم بود تا بالاخره فروید در اوائل قرن بیستم گفت: این افراد بیمار هستند و بیماری آنها معلول علتی است که علت آن جن و اوراح خبیثه و... نیست. فروید علم روانکاوی را معرفی کرد و گفت می توان بسیاری از بیماری های روانی را درمان کرد. او به گونه ای کاشف ناخودآگاه بود و اساس نخستین روان درمان هایی که در قرن بیستم انجام می شد نیز ناخودآگاه بود. فروید معتقد بود افراد بشر به همه انگیزه های درونی کارهای خود آگاه نیستند.
در ابتدا روان درمانی فقط به صورت انفرادی انجام می شد اما از سال ۱۹۲۰ کم کم شیوه های مختلف گروه درمانی به وجود آمد. اولین گروه درمانی توسط یک پزشک آمریکایی به نام دکتر کلَت انجام شد. او که متخصص درمان مسلولین بود برای عده ای از بیماران خود به صورت گروهی کلاس هایی گذاشت و در مورد بیماری و مسائل بیماری آنها صحبت کرد. دکتر کلَت متوجه شد افرادی که در این گروه ها شرکت کرده اند روند سریع تر و بهتری در درمان دارند. از آن پس کم کم روش های مختلف درمان های گروهی مانند روان آموزش، روان نمایش و... متداول شد، اما مشهورترین روش های گروه درمانی مبتنی بر یافته های روانکاوی بود که بعد از جنگ جهانی دوم در انگلیس و آمریکا مرسوم گردید، این گروه ها اولین بار در ارتش انگلیس توسط بیام تشکیل شد. استفاده منظم از گروه‌ها در روان درمانی پدیده نسبتا تازه‌ای است. هر چند التیام یابی گروهی سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد که نمونه‌های بارز آن را در تعالیم مذهبی می‌توان مشاهده کرد. ژوزف پرات (1974) پزشک اهل بوستون را اغلب پدر گروه درمانی می‌دانند، در آغاز قرن بیستم ژوزف پرات مسأله گردهم آوری بیمارن معلول و آموزش جنبه‌های پزشکی بیماری آنها بطور دسته جمعی را مطرح ساخت. او صرف نظر از کار تعلیم ، فضایی گروهی بوجود آورد تا بیماران در سایه آن در مقام کمک متقابل به یکدیگر برآیند.
چندین سال بعد ، تعدادی از روانپزشکان آمریکایی نقطه نظرهای پرات را در زمینه درمان روانی بکار بردند. از جمله لازل و مارش که از یک شیوه آموزشی به صورت گروهی برای درمان ناخوشیهای دماغی استفاده می‌کردند. این شیوه به زودی منسوخ گردید و جای آنرا روان تحلیلی گران پر کردند. فروید شخصا به کار گروه درمانی نپرداخت، اما مقالاتی که در زمینه روان شناسی گروهی و تحلیل خود منتشر کرد، حاکی از اطلاع او از اهمیت پدیده گروهی بود.
آدلر شخصا از برنامه‌های گروه درمانی در مراکز هدایت کودکان و نیز معتادان به الکل استفاده نمود. جنگ جهانی دوم به گروه درمانی وسعت تازه‌ای بخشید. گروه درمانی برای توده‌های عظیم بیماران روانی که به ارتش بریتانیا فرا خوانده شده بودند، نقش مهم درمانی ایفا نمود. بیمارستان نظامی نورت فیلد بخصوص مرکز مهمی برای ابداع شیوه‌های مختلف گروه درمانی بود. از جمله سایر بانیان گروه درمانی در آمریکا می‌توان به گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی کورت لوین اشاره نمود. 
چه مشکلاتی با استفاده از گروه درمانی می‌توانند درمان شوند؟ 
مشکلات و مسائلی که با استفاده از گروه درمانی قابل هستند گسترش وسیعی دارند، از جمله مشکلات مرتبط به خود انگاره ، نداشتن احساس هویت ، عزت نفس و هدف و مقصود. مشکلات نشانه‌ای شامل اضطراب ، افسردگی روان تنی ، عملکرد ضعیف شغلی ، برخورد غیر مؤثر با فشارهای روانی ، مشکلات عاطفی ، ناتوانی در ابراز اهمیت ، ناتوانی در کنترل احساسات ، پرخاشگری ، روابط اجتماعی نامناسب ، ناراحتی در مجمع ، ناتوانی در اعتماد به دیگران ، وابستگی شدید به دیگران ، ابراز وجود بیش از حد ، ناتوانی در برقراری ارتباط با جنس مخالف ، اعتیاد ، مشکلات زنانشویی مثل اختلافات و مشاجرات همسران و ... ویژگی افرادی که تحت گروه درمانی قرار می‌گیرند بسیار باید از انگیزه لازم برخوردار باشد، میل به تغییر داشته باشد و در راستای رسیدن به این هدف بکوشد. ورود به برنامه گروه درمانی باید داوطلبانه باشد و بیمار به صرف توصیه دوستان و اقوام و مسئولین روان درمانی به این کار وادار نشود. بیمار باید به گروه درمانی معتقد باشد و آنرا یک شیوه درمانی درست و مناسب بداند. معتقد باشد که گروه نیازهای او را برآورده می‌سازد و مفید واقع می‌شود. نظر به اینکه گروه درمانی اصولا فرآیند کلامی است، بیمار باید از مهارتهای کلامی و مفهومی کافی برخوردار باشد. در گروه درمانی برای بیماران شدیدا افسرده ، بیمارن مبتلا به اسکیزوفرنی حاد ، اختلال شخصیتهای پارانوئید ، اختلال شخصیت اسکیزوئید شدید ، اختلال شخصیت جامعه ستیز ، افراد مبتلا به بیمار انگاری و اختلال شخصیت خود شیفته در صورتی که گروه درمانی بلند مدت باشد، نمی‌توانند مفید باشند.

مراحل طبیعی در فرآیند گروه درمانی

در آغاز تشکیل گروه ، گروه هنوز کاملا روشن نشده است. به درمانگر وابسته است چرا که درمانگر را بوجود آورده و ادامه فعالیت گروه به نظر اعضاء گروه به درمانگر ارتباط دارد. اعضاء گروه در انتظار راهنمایی و دستور العمل درمانگر هستند. در نظر آنها درمانگر شخصی با معلومات و متخصص است و اعضاء خود را وابسته به درمانگر احساس می‌کنند و نیز تلاش می‌کنند رفتارهای مناسب داشته باشند تا بتوانند در گروه ماندگار شوند، هر چند آگاهی کامل از اهداف گروه ندارند. در مرحله دوم وابستگی تغییر شکل می‌دهد و گروه یاد می‌گیرد که وابسته به درمانگر نباشد و مسئولیت پذیر باشد. 
در مرحله سوم صمیمت بیشتری بین گروه ایجاد می‌شود. احساسات خود را بیان می‌کنند و واکنشهای مناسب در مقابل احساسات دیگران نشان می‌دهند. درمانگر در جلسه درمان حضور دارد، اما تنها اداره کننده جلسه نیست. سعی می‌کند به عنوان یک عضو گروه انسجام جلسه را حفظ کند. و از تکنیکهای مختلف در مورد اعضاء گروه و واکنشهای آنها استفاده کند. ممکن است گروه درمانگر جلسه را با خطاب گروهی آغاز کند و ادامه جلسه را با تشویق و باز خورد به اعضاء تداوم بخشد. هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند.
دفاتر مشاوره دانشگاهها, در اغلب مراكز , خدمات مشاوره گروهی نیز ارائه می دهند. هر گروه توسط یك روانشناس یا یك متخصص مشاوره هدایت می شود. بعضی از موضوعات ویژه این گروهها اضطراب امتحان یا اداره استرس می باشد. بعضی از گروههای مشاوره ای حالت عمومی داشته و به شركت كننندگان كمك می كند تعداد زیادی از مشكلات شخصی, شامل احساس افسردگی, اضطراب افراطی, نگرانی, مشكلات مربوط به احساس ارزشمندی و مشكلات ارتباطی را حل و فصل نمایند.

● چه چیزی در یك گروه مشاوره ای رخ می دهد؟ 
عموماً ، گروهها از ۴ الی ۸ نفر كه بطور منظم هفته ای یكبار به مدت ۱ تا ۵/۱ ساعت دور هم جمع می شوند, تشكیل می شود. حضور كامل در تمام جلسات از آغاز تا پایان هر جلسه بسیار مهم است. در جلسات گروهی, شركت كننده ها درباه علائق شان بحث می كنند. در بعضی از گروهها, مشاور ممكن است با هر شركت كننده بصورت فردی كار كند در حالی كه نظر تعداد معدودی از سایر افراد گروه را نیز جویا می شود. در صورتیكه گروههای دیگر عمدتاً بر مشاهدات و مباحث بین شركت كنندگان و مشاور استوار هستند و مشاور در مواقع لزوم جهت تسهیل كار, مشاوره هایی را ارائه می دهد.

● در حالی كه مشكلات افراد متفاوت است چگونه گروه می تواند برایم مفید باشد؟
هر فرد موجودی منحصر بفرد است و بنابراین علائق اش نیز منحصر به فرد است. با این همه به عنوان موجودات انسانی ما اشتراكات فراوانی نیز داریم (ما همگی در خانواده ها رشد و تحول را آغاز می كنیم, همه ما به یك شیوه نسبت به ضربه ها واكنش نشان می دهیم, همهٔ ما در اساس از توانایی رشد و تغییر یكسانی بخورداریم)و تجربیات ما نشان می دهد گرچه مشكلاتی كه افراد با آنها وارد مشاوره می شوند، می توانند متفاوت باشند اما علل زیربنایی ایجاد كننده این مشكلات در اغلب موارد مشابه هستند. 
عامل اساسی مشكلات ما در زندگی, ریشه در الگوها و عاداتی دارد كه در طی رشد یاد گرفته ایم و اكنون در پیشامدهای فعلی زندگی موثر نیستند و یا موجب عقب ماندگی ما می شوند. (به عنوان مثال خانواده ممكن است به ما یاد داده باشد كه از نشان دادن اشكال خاصی از بیان عواطف اجتناب كنیم, اما اكنون كه با فشارهای طبیعی مربوط به زندگی بزرگسالی مواجه هستیم, احساسات سركوب شده ناشی از این اجتناب علایمی همچون افسردگی, نگرانی یا واكنش افراطی را در ما برمی انگیزند.) هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند. 
گرچه عجیب به نظر می رسد كه فكر كنیم چیزهایی را كه در مورد خود نمی دانیم ولی تجارب نشان می دهد كه بسیاری از عادات و الگوهای رفتاری مشكل زای ما چیزهایی هستند كه در زندگی خودمان انجام می دهیم ولی آنها آنقدر حالت خودكار پیدا كرده اند كه حتی نمی توانیم فكر كنیم كه شاید حاصل یادگیری بوده و اختیاری باشند. گروه،شرایطی ویژه برای فهم و یادگیری دربارهٔ خودمان، دیگران و ما در رابطه با دیگران فراهم می كند. در نتیجه ما قادر می شویم در روابط خود با دیگران و نیز در رابطه با خودمان در خارج از گروه كارآمدتر عمل كنیم. گروه درمانی به ما فرصت می دهد تا از مشاهدات كمك كننده و حمایت دیگران جهت فهم و تغییر شیوه های زندگی استفاده كنیم.

● آیا نمی توانم از روشهای (كمكی) فردی استفاده كنم؟
در حالی كه مشاوره فردی در مورد مشكلات شدید خاص بسیار مفید است, تجارب نشان می دهد كه گروه درمانی حتی در اغلب موارد درباره بسیاری از مشكلات مفیدتر است. در مشاوره گروهی ما این فرصت را پیدا می كنیم كه بفهمیم بسیاری از رازهای وحشت زا و جنبه های نفرت انگیز خودمان در واقع تجارب معمول انسانی هستند و این باز شناسی بسیار كمك كننده است. شرم و خجالت بسیاری از مردم را از منافع گروه درمانی محروم می كند. غلبه بر احساسات مربوط به این جنبه از خودمان بخش مهمی از زندگی و موفق تر شدن حیاتمان است. گروه درمانی در این رابطه بسیار سودمند است. 
● اعتماد و حرمت (رازداری) هر چیزی كه در گروه گفته می شود به صورت یك راز حفظ می شود.
آنها به خارج از گروه منتقل نمی شوند و حتی در خارج از گروه یا سایر اعضای گروه نیز مطرح نمی شوند. هر عضو گروه موافقت خود را در التزام به این قاعده با امضا كردن (برگه توافق) اعلام میدارد. (اگر می خواهیداز فرصت های مشاوره گروهی برای شناخت خودتان و تغییر جنبه های مشكل زای رفتارتان استفاده كنید با كارشناسان دفاتر مشاوره تماس حاصل نمائید.)

یک نمونه گروه درمانی

روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملا پذیرفته شده روانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یک رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصول رواندرمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویا روی کاربد داشته است. 
بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان درمانی گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد بطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند.میگنا دات آی آر، آن دسته از روابط فیمابین افراد که توام با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطی ناسالم و صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضا می کند و هر انسانی با تمام وجود آنرا طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمار گونه نیست رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واو تنها منزوی گردد شاید یکی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی همدمی افراد باشد بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیازاجتماعی فرد در ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.
دربررسی های کلینیکی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است که اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند معتادین معمولا با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنین با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشکل هستند بنابر این پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیال شود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلا در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفته نماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمان کامل دنبال می شود. 
● گروههای خود یار معتادان گمنام یک منبع یا یک سازمان غیر انتفاعی بین المللی متشکل از معتادان در حال بهبودی است که به شکل محلی و منطقه ای در بیش از ۶۰ کشور جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از یکدیگر یاد میگیرند که چگونه بدون مواد مخدر زندگی کنند و به چه طریق از اثراتی که اعتیاد در زندگیشان گذارده است بهبود یابند.
● چه کسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟ هر کس که مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویت معتادان گمنام در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف کنندگان هیچ نوع ماده مخدر بخصوصی نیست و هر کس با هر گونه ماده مخدر قانونی و غیر قانونی الکل هم جز مواد مخدر محسوب میشودمیتواند به عضومیت معتادان گمنام در آید.
● جلسات معتادان گمنام زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام با مسئله بهبودی برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمن با در میان گذاشتن تجربیات ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانه در جلسات شرکت میکنند جلسات معتادان گمنام حالتی غیر رسمی دارد و در مکانهایی که توسط گروهها اجراره شده اند برگزار میشود. رهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطور نوبتی وم داوطلبانه برعهده میگیرند کلیه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات دیگر از طریق کمک مالی داوطلبانه اعضا و فروش نشریات تامین میشود هیچ گونه کمک مالی از افراد غیر عضو پذیرفته نمیشود. اکثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زمانی همه هفته تشکیل میشود محل این جلسات معمولا از میان مکانها مؤسسات عمومی وعام المنفعه انتخاب میشود جلسات معمولا دو نوعند: جلسات علنی یا باز و جلسات غیر علنی یا بسته حضور در جلسات علنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط با حضور معتادان برگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یک از جلسات با یکدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصی انتخاب میشود و برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدف جلسات همیشه یکی است و آن بوجودآوردن یک محیط مطمئن و مناسب برای بهبودی فرد میباشد. 
● روش کار معتادان گمنام همیاری و کمک معتادان به یکدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساس کار معتادان گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میان گذاشتن تجربیات بهبودی خود گرد هم میایند و همچنین اعضای با تجربه تر که به آنها راهنما گفته میشومد شخصا به اعضای جدیدتر کمک میکنند. قدمهای دوازده گانه اصولی ترین برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب این انجمن میباشند این قدمهایکسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه میدهد با بکارگیری این دستورالعملها و تماس نزدیک و دائم باسایر اعضا در نتیجه معتادان میآموزندکه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداری کنند و با فراز و نشیبهای زندگی روبرو شوند.

 
 
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 204
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 11 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
یک نکته مهم: هرگاه یک مشاور یا درمانگر از یک بازی مانند Ungamm که شامل افشای خود است، استفاده کند، باید تصمیم بگیرد که چگونه می خواهند به سوالات شخصی پاسخ دهند،
در حالی که حفظ مرزها و ایجاد اعتماد. به عنوان مثال، یک مشتری نوجوان می تواند
یک کارت پرسشنامه بنویسد و از شما بپرسد «وقتی اولین بار رابطه جنسی داشتید؟» پاسخ مناسب ممکن است باشد »درمانگران زندگی جنسی خود را با مشتریان خود در مورد آنها نمی دانند.
معمولا توصیه می کنیم که رابطه جنسی با دوستان نزدیک یا والدین مورد بحث قرار گیرد. آیا کسی وجود دارد که به راحتی با جنسیت صحبت کنید؟
بازی برای توسعه سالم و انطباقی ضروری است و بازی کردن بازی سرگرم کننده و لذت بخش است که به کودکان و بزرگسالان مربوط می شود.
بازی نه تنها استرس و خستگی را از بین می برد، بلکه می تواند به ما در ارتباط با احساسات، اندیشه ها، ارزش ها و نگرش های خود و دیگران کمک کند.
بازی درمانی عبارت از کاربرد هدفمند بازی‌ها در درمان است و از آنجا که بازی زبان کودک است از این طریق می توان بسیاری از مشکلات کودک را حل کرد. به دلیل اینکه این نوع درمان در فضایی پر از شادی و ارتباط انجام می‌شود، کودک از تمام جنبه‌‌های جلسه درمانی نهایت لذت را می‌برد و اینجا بازی درمانگر است که می‌داند بازی‌ها را با چه هدف و منظوری به کار ببرد.

بازی درمانی چیست؟

بازی درمانی عبارت از کاربرد هدفمند بازی‌ها در درمان است و از آنجا که بازی زبان کودک است از این طریق می توان بسیاری از مشکلات کودک را حل کرد.

به دلیل اینکه این نوع درمان در فضایی پر از شادی و ارتباط انجام می‌شود، کودک از تمام جنبه‌‌های جلسه درمانی نهایت لذت را می‌برد و اینجا بازی درمانگر است

که می‌داند بازی‌ها را با چه هدف و منظوری به کار ببرد.

بازی یکی از مهمترین عوامل هماهنگی رشد کودک از لحاظ جسمی، احساسی و ذهنی است که ازین طریق درمی‌یابد سهیم شدن و یا سهیم کردن دیگران در بازی برای مورد قبول قرار گرفتن

و پذیرش لازم است که بر یادگیری، خودکنترلی، مسئولیت، ابراز احساسات، احترام گذاشتن، پذیرش خود و دیگران، بهبود مهارت‌های اجتماعی، عزت نفس، کاهش افسردگی و اضطراب موثر است [1].

بازی افکار درونی کودک را با دنیای خارجی او ارتباط می‌دهد و باعث می‌شود که کودکان بتوانند اشیای خارجی را تحت کنترل خود در آورند. بازی به کودک اجازه می‌دهد تا تجربیات، افکار، احساسات و تمایلاتی را که برای او تهدید کننده هستند، نشان دهد (وتینگتون و همکاران 2008) [2].

بازی درمانی با رویکردی سازنده که مبتنی بر درمان است فرآیندهای یادگیری و ارتباط سازگارانه و بهنجار کودکان را پایه‌ریزی می‌کند.

در بازی درمانی به کودک فرصت داده می‌شود تا احساسات آزار دهنده و مشکلات درونی خود را از طریق بازی بروز دهد و آن‌ها را به نمایش در آورد (آکسلاین 1994) [3].

] 1[ Baggerly,J., Parker, M.(2005). Child-centered group play therapy with African American boys of the elementary school level. Journal of Counseling & Development, 83,387-396.

] 2[ Wethinton, H. R., Hahn, R. A., Fugua-Whiteley, D. S., pe,T. A., Crosloy, A. E., Johnnson,  R. L., Liberman, A. M., Mosci chi, E., Pri ce, L. N., Tuma, F. K., Halra, G., Chatto.,  Padhyay, S. K. (2008). The effectiveness of interventions to reduce psychology harm form traumatic events among child and adolescents. American Journal of Preventive Medicine, 53(3), 287-373.

 

[3] ام آکسلاین، تاثیر بازی درمانی بر کودکان، دانشگاه ویرجینیا، ترجمه احمد حجاریان، 1994

 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 68
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 11 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
بازی های غیر رقابتی

یکی از محبوب ترین بازی های غیر رقابتی که تا کنون منتشر شده است Ungame است.
Ungame طراحی شده است برای تقویت ارتباطات و ایده آل برای جلسه درمان به عنوان طول بازی را می توان قبل از شروع بازی تعیین شده است.
اگر در جلسه تنها 15 دقیقه باقی مانده باشد، بازی هنوز هم میتواند پخش شود و جلسه هنوز هم کاملا سازنده است.
علاوه بر این، بازی کردن Ungament باعث تقویت مهارت هایی مانند اشتراک گذاری، تعامل و گوش دادن می شود.
Ungame شامل دو سطح کارت است.
کارت های سطح 1 به طور معمول تهدید کننده نیستند و ایده آل برای ایجاد انسجام در یک گروه و برقراری ارتباط بین بازیکنان است.
آنها بحث و گفتگو و یادگیری نحوه بیان خود را تسهیل می کنند.
کارت های سطح 2 تمایل بیشتری به پاسخ های عاطفی و عمیق تری دارند و هنگامی که مشتریان احساس راحتی می کنند، بهتر استفاده می شوند.
برخی از راه های سرگرم کننده برای استفاده از کارت های Ungame در خارج از بازی وجود دارد. به عنوان مثال، رسیدن به دانستن شما - مخفی کردن و جستجو با کارت های Ungame.
درمانگر انتخاب می کند که کدام عرشه با آن بازی می شود و بخشی از عرشه را به کودک تحویل می دهد.
خوانندگان بهتر می توانند کارت های بیشتری داده شوند، در حالی که خوانندگان ضعیف یا جوان تنها چند کارت را داده اند. درمانگر ممکن است انتخاب کند که قبل از جلسه به عرشه بپردازد.
درمانگر سه کارت را که دوست دارد پاسخ کودک را انتخاب کند انتخاب می کند و کودک 3 کارت را انتخاب می کند که دوست دارد پاسخ دهنده باشد.
کودک اولین کارت های خود را پنهان می کند، سپس درمانگر کارت های خود را پنهان می کند.
کودک و درمانگر سپس به نوبت به دنبال کارت. هنگامی که یک کارت واقع شده است به آن پاسخ داده شده است.
یکی دیگر از بازی های سرگرم کننده با کارت های ونام، رسیدن به دانستن شما - سنگ، کاغذ، قیچی است.
همان روشی را که در بالا ذکر شد دنبال کنید، اما به جای انتخاب 3 کارت، هر شرکت کننده از طریق پشته خود می رود و چند سؤالی را که می خواهند بپرسند شناسایی می کند.
بعد، بازی راک، کاغذ، قیچی هرکسی که برنده می شود، این سوال را مطرح می کند.

گروه درمانی چیست ؟

فرآيندي تكميلي در جهت درمان اختلالات رفتاري مي‌باشد. بسياري از كودكان پس از پايان يافتن پروسه بازي درماني كاملا خوب مي‌شوند امامشكلاتي در گروه و در ارتباط با همسالان خود دارند كه از طريق گروه درماني اين مشكل نيز حل مي‌گردد.

ما انسانها در گروههای اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنیم و فعالیت داریم. در این شرایط عجیب نیست که بسیاری از مسائل احساسی و عاطفی آنها از روابط مخدوش شده این گروهها ناشی می‌شود. با آموزش و پی بردن به اهمیت روز افزون روابط اجتماعی و میان فردی در سالهای اخیر بجای توجه به عوامل درون شخصی توجه به عوامل حاکم میان افراد گروههای اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. و بر این اساس در محیط بیمارستانهای روانی ، کلینیکها آموزشی و درمانی ، دفاتر مشاوره و روان درمانی و تمامی موسسات آموزشی و فرهنگی به شکل بندیهای گروهی توجه زیادی می‌گردد.
در دنیای امروز انواع شیوه‌های گروه درمانی از جمله متداولترین شیوه‌های روان درمانی هستند. و در مقابل گروه درمانی ، روان درمانی انفرادی قرار دارد.

گروه درمانی

در گذشته مردم مشکلات روانی را به عنوان بیماری قبول نداشتند بلکه آن را نوعی جن زدگی می دانستند که در اثر بادهای بد و ارواح خبیثه و اجنه به وجود می آیند و فرد مبتلا تا پایان عمر با آن دست به گریبان خواهد بود و راه علاجی وجود ندارد. این بدبینی و باورهای غلط باعث شد مردم تصور کنند این قبیل بیماری ها از کنترل انسان خارج هستند. در آن دوران بیماران روانی را در دارالمجانین ها به غل و زنجیر می کشیدند و جن گیرها و جادوگران به حل این مسائل می پرداختند. 
در قرن ۱۷ تا ۱۸ «پینل» غل و رنجیرها را از دست و پای این بیماران باز کرد، اما مدت ها زمان لازم بود تا بالاخره فروید در اوائل قرن بیستم گفت: این افراد بیمار هستند و بیماری آنها معلول علتی است که علت آن جن و اوراح خبیثه و... نیست. فروید علم روانکاوی را معرفی کرد و گفت می توان بسیاری از بیماری های روانی را درمان کرد. او به گونه ای کاشف ناخودآگاه بود و اساس نخستین روان درمان هایی که در قرن بیستم انجام می شد نیز ناخودآگاه بود. فروید معتقد بود افراد بشر به همه انگیزه های درونی کارهای خود آگاه نیستند.
در ابتدا روان درمانی فقط به صورت انفرادی انجام می شد اما از سال ۱۹۲۰ کم کم شیوه های مختلف گروه درمانی به وجود آمد. اولین گروه درمانی توسط یک پزشک آمریکایی به نام دکتر کلَت انجام شد. او که متخصص درمان مسلولین بود برای عده ای از بیماران خود به صورت گروهی کلاس هایی گذاشت و در مورد بیماری و مسائل بیماری آنها صحبت کرد. دکتر کلَت متوجه شد افرادی که در این گروه ها شرکت کرده اند روند سریع تر و بهتری در درمان دارند. از آن پس کم کم روش های مختلف درمان های گروهی مانند روان آموزش، روان نمایش و... متداول شد، اما مشهورترین روش های گروه درمانی مبتنی بر یافته های روانکاوی بود که بعد از جنگ جهانی دوم در انگلیس و آمریکا مرسوم گردید، این گروه ها اولین بار در ارتش انگلیس توسط بیام تشکیل شد. استفاده منظم از گروه‌ها در روان درمانی پدیده نسبتا تازه‌ای است. هر چند التیام یابی گروهی سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد که نمونه‌های بارز آن را در تعالیم مذهبی می‌توان مشاهده کرد. ژوزف پرات (1974) پزشک اهل بوستون را اغلب پدر گروه درمانی می‌دانند، در آغاز قرن بیستم ژوزف پرات مسأله گردهم آوری بیمارن معلول و آموزش جنبه‌های پزشکی بیماری آنها بطور دسته جمعی را مطرح ساخت. او صرف نظر از کار تعلیم ، فضایی گروهی بوجود آورد تا بیماران در سایه آن در مقام کمک متقابل به یکدیگر برآیند.
چندین سال بعد ، تعدادی از روانپزشکان آمریکایی نقطه نظرهای پرات را در زمینه درمان روانی بکار بردند. از جمله لازل و مارش که از یک شیوه آموزشی به صورت گروهی برای درمان ناخوشیهای دماغی استفاده می‌کردند. این شیوه به زودی منسوخ گردید و جای آنرا روان تحلیلی گران پر کردند. فروید شخصا به کار گروه درمانی نپرداخت، اما مقالاتی که در زمینه روان شناسی گروهی و تحلیل خود منتشر کرد، حاکی از اطلاع او از اهمیت پدیده گروهی بود.
آدلر شخصا از برنامه‌های گروه درمانی در مراکز هدایت کودکان و نیز معتادان به الکل استفاده نمود. جنگ جهانی دوم به گروه درمانی وسعت تازه‌ای بخشید. گروه درمانی برای توده‌های عظیم بیماران روانی که به ارتش بریتانیا فرا خوانده شده بودند، نقش مهم درمانی ایفا نمود. بیمارستان نظامی نورت فیلد بخصوص مرکز مهمی برای ابداع شیوه‌های مختلف گروه درمانی بود. از جمله سایر بانیان گروه درمانی در آمریکا می‌توان به گروهی از روانشناسان اجتماعی به سرپرستی کورت لوین اشاره نمود. 
چه مشکلاتی با استفاده از گروه درمانی می‌توانند درمان شوند؟ 
مشکلات و مسائلی که با استفاده از گروه درمانی قابل هستند گسترش وسیعی دارند، از جمله مشکلات مرتبط به خود انگاره ، نداشتن احساس هویت ، عزت نفس و هدف و مقصود. مشکلات نشانه‌ای شامل اضطراب ، افسردگی روان تنی ، عملکرد ضعیف شغلی ، برخورد غیر مؤثر با فشارهای روانی ، مشکلات عاطفی ، ناتوانی در ابراز اهمیت ، ناتوانی در کنترل احساسات ، پرخاشگری ، روابط اجتماعی نامناسب ، ناراحتی در مجمع ، ناتوانی در اعتماد به دیگران ، وابستگی شدید به دیگران ، ابراز وجود بیش از حد ، ناتوانی در برقراری ارتباط با جنس مخالف ، اعتیاد ، مشکلات زنانشویی مثل اختلافات و مشاجرات همسران و ... ویژگی افرادی که تحت گروه درمانی قرار می‌گیرند بسیار باید از انگیزه لازم برخوردار باشد، میل به تغییر داشته باشد و در راستای رسیدن به این هدف بکوشد. ورود به برنامه گروه درمانی باید داوطلبانه باشد و بیمار به صرف توصیه دوستان و اقوام و مسئولین روان درمانی به این کار وادار نشود. بیمار باید به گروه درمانی معتقد باشد و آنرا یک شیوه درمانی درست و مناسب بداند. معتقد باشد که گروه نیازهای او را برآورده می‌سازد و مفید واقع می‌شود. نظر به اینکه گروه درمانی اصولا فرآیند کلامی است، بیمار باید از مهارتهای کلامی و مفهومی کافی برخوردار باشد. در گروه درمانی برای بیماران شدیدا افسرده ، بیمارن مبتلا به اسکیزوفرنی حاد ، اختلال شخصیتهای پارانوئید ، اختلال شخصیت اسکیزوئید شدید ، اختلال شخصیت جامعه ستیز ، افراد مبتلا به بیمار انگاری و اختلال شخصیت خود شیفته در صورتی که گروه درمانی بلند مدت باشد، نمی‌توانند مفید باشند.

مراحل طبیعی در فرآیند گروه درمانی

در آغاز تشکیل گروه ، گروه هنوز کاملا روشن نشده است. به درمانگر وابسته است چرا که درمانگر را بوجود آورده و ادامه فعالیت گروه به نظر اعضاء گروه به درمانگر ارتباط دارد. اعضاء گروه در انتظار راهنمایی و دستور العمل درمانگر هستند. در نظر آنها درمانگر شخصی با معلومات و متخصص است و اعضاء خود را وابسته به درمانگر احساس می‌کنند و نیز تلاش می‌کنند رفتارهای مناسب داشته باشند تا بتوانند در گروه ماندگار شوند، هر چند آگاهی کامل از اهداف گروه ندارند. در مرحله دوم وابستگی تغییر شکل می‌دهد و گروه یاد می‌گیرد که وابسته به درمانگر نباشد و مسئولیت پذیر باشد. 
در مرحله سوم صمیمت بیشتری بین گروه ایجاد می‌شود. احساسات خود را بیان می‌کنند و واکنشهای مناسب در مقابل احساسات دیگران نشان می‌دهند. درمانگر در جلسه درمان حضور دارد، اما تنها اداره کننده جلسه نیست. سعی می‌کند به عنوان یک عضو گروه انسجام جلسه را حفظ کند. و از تکنیکهای مختلف در مورد اعضاء گروه و واکنشهای آنها استفاده کند. ممکن است گروه درمانگر جلسه را با خطاب گروهی آغاز کند و ادامه جلسه را با تشویق و باز خورد به اعضاء تداوم بخشد. هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند.
دفاتر مشاوره دانشگاهها, در اغلب مراكز , خدمات مشاوره گروهی نیز ارائه می دهند. هر گروه توسط یك روانشناس یا یك متخصص مشاوره هدایت می شود. بعضی از موضوعات ویژه این گروهها اضطراب امتحان یا اداره استرس می باشد. بعضی از گروههای مشاوره ای حالت عمومی داشته و به شركت كننندگان كمك می كند تعداد زیادی از مشكلات شخصی, شامل احساس افسردگی, اضطراب افراطی, نگرانی, مشكلات مربوط به احساس ارزشمندی و مشكلات ارتباطی را حل و فصل نمایند.

● چه چیزی در یك گروه مشاوره ای رخ می دهد؟ 
عموماً ، گروهها از ۴ الی ۸ نفر كه بطور منظم هفته ای یكبار به مدت ۱ تا ۵/۱ ساعت دور هم جمع می شوند, تشكیل می شود. حضور كامل در تمام جلسات از آغاز تا پایان هر جلسه بسیار مهم است. در جلسات گروهی, شركت كننده ها درباه علائق شان بحث می كنند. در بعضی از گروهها, مشاور ممكن است با هر شركت كننده بصورت فردی كار كند در حالی كه نظر تعداد معدودی از سایر افراد گروه را نیز جویا می شود. در صورتیكه گروههای دیگر عمدتاً بر مشاهدات و مباحث بین شركت كنندگان و مشاور استوار هستند و مشاور در مواقع لزوم جهت تسهیل كار, مشاوره هایی را ارائه می دهد.

● در حالی كه مشكلات افراد متفاوت است چگونه گروه می تواند برایم مفید باشد؟
هر فرد موجودی منحصر بفرد است و بنابراین علائق اش نیز منحصر به فرد است. با این همه به عنوان موجودات انسانی ما اشتراكات فراوانی نیز داریم (ما همگی در خانواده ها رشد و تحول را آغاز می كنیم, همه ما به یك شیوه نسبت به ضربه ها واكنش نشان می دهیم, همهٔ ما در اساس از توانایی رشد و تغییر یكسانی بخورداریم)و تجربیات ما نشان می دهد گرچه مشكلاتی كه افراد با آنها وارد مشاوره می شوند، می توانند متفاوت باشند اما علل زیربنایی ایجاد كننده این مشكلات در اغلب موارد مشابه هستند. 
عامل اساسی مشكلات ما در زندگی, ریشه در الگوها و عاداتی دارد كه در طی رشد یاد گرفته ایم و اكنون در پیشامدهای فعلی زندگی موثر نیستند و یا موجب عقب ماندگی ما می شوند. (به عنوان مثال خانواده ممكن است به ما یاد داده باشد كه از نشان دادن اشكال خاصی از بیان عواطف اجتناب كنیم, اما اكنون كه با فشارهای طبیعی مربوط به زندگی بزرگسالی مواجه هستیم, احساسات سركوب شده ناشی از این اجتناب علایمی همچون افسردگی, نگرانی یا واكنش افراطی را در ما برمی انگیزند.) هدف مشاوره، یادگیری در مورد عادات و الگوهای احساسی و رفتاری و چگونگی نقش آنها در مشكلات می باشد. در نتیجه می توانیم عادات و رفتارهای جدیدی را یاد بگیریم كه به موفقیت بیشتر ما كمك نمایند. 
گرچه عجیب به نظر می رسد كه فكر كنیم چیزهایی را كه در مورد خود نمی دانیم ولی تجارب نشان می دهد كه بسیاری از عادات و الگوهای رفتاری مشكل زای ما چیزهایی هستند كه در زندگی خودمان انجام می دهیم ولی آنها آنقدر حالت خودكار پیدا كرده اند كه حتی نمی توانیم فكر كنیم كه شاید حاصل یادگیری بوده و اختیاری باشند. گروه،شرایطی ویژه برای فهم و یادگیری دربارهٔ خودمان، دیگران و ما در رابطه با دیگران فراهم می كند. در نتیجه ما قادر می شویم در روابط خود با دیگران و نیز در رابطه با خودمان در خارج از گروه كارآمدتر عمل كنیم. گروه درمانی به ما فرصت می دهد تا از مشاهدات كمك كننده و حمایت دیگران جهت فهم و تغییر شیوه های زندگی استفاده كنیم.

● آیا نمی توانم از روشهای (كمكی) فردی استفاده كنم؟
در حالی كه مشاوره فردی در مورد مشكلات شدید خاص بسیار مفید است, تجارب نشان می دهد كه گروه درمانی حتی در اغلب موارد درباره بسیاری از مشكلات مفیدتر است. در مشاوره گروهی ما این فرصت را پیدا می كنیم كه بفهمیم بسیاری از رازهای وحشت زا و جنبه های نفرت انگیز خودمان در واقع تجارب معمول انسانی هستند و این باز شناسی بسیار كمك كننده است. شرم و خجالت بسیاری از مردم را از منافع گروه درمانی محروم می كند. غلبه بر احساسات مربوط به این جنبه از خودمان بخش مهمی از زندگی و موفق تر شدن حیاتمان است. گروه درمانی در این رابطه بسیار سودمند است. 
● اعتماد و حرمت (رازداری) هر چیزی كه در گروه گفته می شود به صورت یك راز حفظ می شود.
آنها به خارج از گروه منتقل نمی شوند و حتی در خارج از گروه یا سایر اعضای گروه نیز مطرح نمی شوند. هر عضو گروه موافقت خود را در التزام به این قاعده با امضا كردن (برگه توافق) اعلام میدارد. (اگر می خواهیداز فرصت های مشاوره گروهی برای شناخت خودتان و تغییر جنبه های مشكل زای رفتارتان استفاده كنید با كارشناسان دفاتر مشاوره تماس حاصل نمائید.)

یک نمونه گروه درمانی

روان درمانی گروهی یک نوع درمان کاملا پذیرفته شده روانشناختی است که از تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یک رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر انطباقی تفکرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی مداوا شده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصول رواندرمانی گروهی با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویا روی کاربد داشته است. 
بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان که مهمترین مسئله مورد بحث در روان درمانی گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلکه در هر گروه عادی کم و بیش وجود دارد بطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های مختلفی ارتباط داریم که این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همه روابط زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا هستند.میگنا دات آی آر، آن دسته از روابط فیمابین افراد که توام با ریا و تزویر و فخر فروشی باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطی ناسالم و صمیمانه رابطه ای است که از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضا می کند و هر انسانی با تمام وجود آنرا طلب می کند. روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمار گونه نیست رفتاری که باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واو تنها منزوی گردد شاید یکی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی همدمی افراد باشد بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می کند که نیازاجتماعی فرد در ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای است که هر چند روابط انسانی به حد کافی وجود دارد ولی روابط موجود غلط و ناسالم می باشد.
دربررسی های کلینیکی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است که اغلب آنها قبل از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابط درون فردی و بین فردی دارای مشکل هستند معتادین معمولا با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنین با گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشکل هستند بنابر این پس از طی دوره سم زدایی و ترک جسمی بایستی شرکت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیال شود تا خلاء روابط ناسالمی که قبلا در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفته نماند که بر اثر تعامل ایجاد شده در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز دستخوش تحول گردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمان کامل دنبال می شود. 
● گروههای خود یار معتادان گمنام یک منبع یا یک سازمان غیر انتفاعی بین المللی متشکل از معتادان در حال بهبودی است که به شکل محلی و منطقه ای در بیش از ۶۰ کشور جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از یکدیگر یاد میگیرند که چگونه بدون مواد مخدر زندگی کنند و به چه طریق از اثراتی که اعتیاد در زندگیشان گذارده است بهبود یابند.
● چه کسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟ هر کس که مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویت معتادان گمنام در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف کنندگان هیچ نوع ماده مخدر بخصوصی نیست و هر کس با هر گونه ماده مخدر قانونی و غیر قانونی الکل هم جز مواد مخدر محسوب میشودمیتواند به عضومیت معتادان گمنام در آید.
● جلسات معتادان گمنام زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام با مسئله بهبودی برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمن با در میان گذاشتن تجربیات ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانه در جلسات شرکت میکنند جلسات معتادان گمنام حالتی غیر رسمی دارد و در مکانهایی که توسط گروهها اجراره شده اند برگزار میشود. رهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطور نوبتی وم داوطلبانه برعهده میگیرند کلیه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات دیگر از طریق کمک مالی داوطلبانه اعضا و فروش نشریات تامین میشود هیچ گونه کمک مالی از افراد غیر عضو پذیرفته نمیشود. اکثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زمانی همه هفته تشکیل میشود محل این جلسات معمولا از میان مکانها مؤسسات عمومی وعام المنفعه انتخاب میشود جلسات معمولا دو نوعند: جلسات علنی یا باز و جلسات غیر علنی یا بسته حضور در جلسات علنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط با حضور معتادان برگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یک از جلسات با یکدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصی انتخاب میشود و برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدف جلسات همیشه یکی است و آن بوجودآوردن یک محیط مطمئن و مناسب برای بهبودی فرد میباشد. 
● روش کار معتادان گمنام همیاری و کمک معتادان به یکدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساس کار معتادان گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میان گذاشتن تجربیات بهبودی خود گرد هم میایند و همچنین اعضای با تجربه تر که به آنها راهنما گفته میشومد شخصا به اعضای جدیدتر کمک میکنند. قدمهای دوازده گانه اصولی ترین برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب این انجمن میباشند این قدمهایکسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه میدهد با بکارگیری این دستورالعملها و تماس نزدیک و دائم باسایر اعضا در نتیجه معتادان میآموزندکه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداری کنند و با فراز و نشیبهای زندگی روبرو شوند.

 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 73
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 11 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
همه ذهن های بزرگ فکر نمی کنند
آیا می دانستید که آلبرت انیشتین نمی توانست تا نه سالگی بخواند؟ والت دیزنی، ژنرال جورج پاتون، و نلسون راکفلر، معاون رئیس جمهور، تمام عمر خود را در معرض مشکل قرار داده بودند.
ووپی گلدبرگ و چارلز شواب و بسیاری دیگر ناتوانی در یادگیری دارند که موفقیت نهایی آنها را تحت تاثیر قرار نمی دهد
آمار مربوط به معلولیت یادگیری
طبق گفته موسسه ملی بهداشت، پانزده درصد جمعیت ایالات متحده یا یکی از هفت آمریکایی دارای برخی از نوع ناتوانی یادگیری هستند.

دشواری با خواندن و مهارت های زبان رایج ترین ناتوانی های یادگیری است. تا 80 درصد دانش آموزانی که دارای معلولیت های یادگیری هستند، مشکلات خواندن دارند.
معلولیت های یادگیری اغلب در خانواده ها اجرا می شود.

معلولیت های یادگیری نباید با سایر معلولیت ها مانند اوتیسم، ناتوانی ذهنی، ناشنوایی، نابینایی و اختلالات رفتاری اشتباه گرفته شود. هیچ یک از این شرایط ناتوانی در یادگیری نیست. 
علاوه بر این، آنها نباید با کمبود فرصت های آموزشی مثل تغییرات مکرر مدارس و یا مشاغل حضور پذیرفته شوند.
همچنین، بچه هایی که در حال یادگیری زبان انگلیسی هستند، لزوما معلولیت یادگیری ندارند.
اختلالات توجه، مانند اختلال نقص توجه / بیش فعالی (ADHD) و اختلالات یادگیری اغلب در همان زمان رخ می دهد، اما دو اختلال یکسان نیستند.

به ناتوانایی های کودک یا نوجوان در کسب مهارت های مورد انتظار در خواندن و نوشتن، تکلم ، کاربرد شنوایی ، استدلال ریاضیات در مقایسه با سایر کودکان همسن و با توانایی هوشی مشابه اطلاق می شود .

اختلالات یادگیری سه دسته است :

1- اختلال در خواندن 2- اختلال در ریاضیات 3- اختلال در بیان نوشتاری

اختلال خواندن :

پیشرفت در خواندن پایین تر از حد مورد انتظار با توجه به سن کودک آموزش و هوش او تعریف شده است به گونه ای که در موقعیت تحصیلی یا فعالیت روزمره که مستلزم خواندن است ایجاد تداخل می کند . این اختلال با نقص توانایی برای شناخت واژه ها ، خواندن کند و نادرست ، فهم ضعیف در غیاب هوش پایین یا نقص حس قابل ملاحظه مشخص است . کودکان مبتلا به این اختلال موقع خواندن اشتباهات متعدد مرتکب می شوند . این اشباهات با حذف ، افزودن و . . . مشخص است . در تفکیک حروف از نظر شکل و اندازه دچار اشکال هستند . گاهی حروفی را که باید خوانده شوند پس و پیش می خوانند .

اختلال در ریاضیات :

پیشرفت در ریاضی پایین تر از حد مورد انتظار با توجه به سن کودک ، آموزش و هوش او تعریف شده است . کودکان مبتلا در یادگیری و یادآوری ارقام دچار اشکال هستند . واقعیت بنیادی در مورد رقم ها را نمی توانند به خاطر بسپارند . در محاسبه کند و فاقد دقت هستند . پیشرفت ضعیف در 4 گروه مهارت شناسایی شده : 1- مهارت های زبانی (فهمیدن ، نام بردن ، اصطلاحات ریاضی ، فهمیدن و نام بردن عمل ها و مفاهیم ریاضی )

2- مهارت های ادراکی : شناختن و خواندن رفتار های عددی یا نشانه های حساس و گروه بندی ارقام
3- مهارت های ریاضی : رعایت مراحل ریاضی ، شمارش اشیا ، یادگیری جدولضرب.
4- مهارت های مربوط به توجه : کپی کردن درست ارقام ، به خاطر سپردن ارقام و . .
ویژگی های کلی عبارتند از اشکال در اجزا مختلف ریاضیات نظیر یادگیری اسم اعداد به خاطر آوردن نشانه های جمع و تفریق ، یادآوری جدول ضرب ، تبدیل مسائل واژه ای به جای انجام محاسبه با سرعت مورد انتظار .

اختلال بیان نوشتاری :

پیشرفت پایین تر از حدمورد انتظار با توجه به سن و آموزش ناتوانی در نوشتن مشتمل است بر هجی کردن ضعیف ، اشتباه در دستور (نقطه گذاری ) ، دست خط بد . کودکان مبتلا ، در هجی کردن کلمات و بیان افکار خود طبق قوانین دستوری اشکال دارند در پاراگراف بندی ضعف دارند . علیرغم یادآوری های مکرر فراموش می کنند که پایان جمله نقطه بگذارند .

 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 08 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
معلولیت تحصیلی چیست؟
ناتوانی در یادگیری یک اختلال عصبی است. به عبارت ساده، یک ناتوانی یادگیری ناشی از تفاوت در نحوه مغز یک فرد است.

کودکان با ناتوانی در یادگیری هوشمندتر یا هوشمندتر از همسالان خود هستند.
اما آنها ممکن است در صورت خواندن، نوشتن، املای، استدلال، یادآوری و / یا سازماندهی اطلاعات مشکل داشته باشند،
اگر چپ به راستی آنها را بیرون کشید یا در روش های معمول آموزش داده شود.
ناتوانی در یادگیری نمی تواند درمان شود این یک مسئله مادام العمر است. با این حال، با پشتیبانی و مداخله مناسب، کودکان دارای معلولیت یادگیری می توانند 
در مدرسه موفق شوند و در بعضی از مراحل موفقیت آمیز، اغلب متمایز می شوند.
والدین می توانند به کودکان با ناتوانی یادگیری کمک کنند 
تا با موفقیت از طریق تشویق نقاط قوت، شناخت نقاط ضعف، درک سیستم آموزشی، کار با حرفه ای و یادگیری در مورد راهبردهای مقابله با مشکلات خاص، به موفقیت دست یابند.

به ناتوانایی های کودک یا نوجوان در کسب مهارت های مورد انتظار در خواندن و نوشتن، تکلم ، کاربرد شنوایی ، استدلال ریاضیات در مقایسه با سایر کودکان همسن و با توانایی هوشی مشابه اطلاق می شود .

اختلالات یادگیری سه دسته است :

1- اختلال در خواندن 2- اختلال در ریاضیات 3- اختلال در بیان نوشتاری

اختلال خواندن :

پیشرفت در خواندن پایین تر از حد مورد انتظار با توجه به سن کودک آموزش و هوش او تعریف شده است به گونه ای که در موقعیت تحصیلی یا فعالیت روزمره که مستلزم خواندن است ایجاد تداخل می کند . این اختلال با نقص توانایی برای شناخت واژه ها ، خواندن کند و نادرست ، فهم ضعیف در غیاب هوش پایین یا نقص حس قابل ملاحظه مشخص است . کودکان مبتلا به این اختلال موقع خواندن اشتباهات متعدد مرتکب می شوند . این اشباهات با حذف ، افزودن و . . . مشخص است . در تفکیک حروف از نظر شکل و اندازه دچار اشکال هستند . گاهی حروفی را که باید خوانده شوند پس و پیش می خوانند .

اختلال در ریاضیات :

پیشرفت در ریاضی پایین تر از حد مورد انتظار با توجه به سن کودک ، آموزش و هوش او تعریف شده است . کودکان مبتلا در یادگیری و یادآوری ارقام دچار اشکال هستند . واقعیت بنیادی در مورد رقم ها را نمی توانند به خاطر بسپارند . در محاسبه کند و فاقد دقت هستند . پیشرفت ضعیف در 4 گروه مهارت شناسایی شده : 1- مهارت های زبانی (فهمیدن ، نام بردن ، اصطلاحات ریاضی ، فهمیدن و نام بردن عمل ها و مفاهیم ریاضی )

2- مهارت های ادراکی : شناختن و خواندن رفتار های عددی یا نشانه های حساس و گروه بندی ارقام
3- مهارت های ریاضی : رعایت مراحل ریاضی ، شمارش اشیا ، یادگیری جدولضرب.
4- مهارت های مربوط به توجه : کپی کردن درست ارقام ، به خاطر سپردن ارقام و . .
ویژگی های کلی عبارتند از اشکال در اجزا مختلف ریاضیات نظیر یادگیری اسم اعداد به خاطر آوردن نشانه های جمع و تفریق ، یادآوری جدول ضرب ، تبدیل مسائل واژه ای به جای انجام محاسبه با سرعت مورد انتظار .

اختلال بیان نوشتاری :

پیشرفت پایین تر از حدمورد انتظار با توجه به سن و آموزش ناتوانی در نوشتن مشتمل است بر هجی کردن ضعیف ، اشتباه در دستور (نقطه گذاری ) ، دست خط بد . کودکان مبتلا ، در هجی کردن کلمات و بیان افکار خود طبق قوانین دستوری اشکال دارند در پاراگراف بندی ضعف دارند . علیرغم یادآوری های مکرر فراموش می کنند که پایان جمله نقطه بگذارند .

 
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 36
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 08 اسفند 1397 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : farzandanebartar
سنت های شفاهی داستان سرایی در چندین تمدن یافت می شود؛ آنها از مطبوعات چاپی و آنلاین پیشی گرفته اند. داستان ها برای توضیح پدیده های طبیعی مورد استفاده قرار گرفتند، 
برادران به داستان های خلقت گفتند و یک پانتئون خدایان و اسطوره ها را توسعه دادند.
داستان های دهان از یک نسل به نسل دیگر منتقل شدند و داستانگران به عنوان جانشینان، رهبران، راهنماهای معنوی، معلمان، نگهبانان اسرارآمیز و هنرمندان مورد توجه قرار گرفتند.
داستان عامیانه در قالب های مختلف شامل آهنگ ها، شعر، شعر و رقص آمده است
آلبرت بیتس لرد روایتهای روایت را از رونوشتهای عربی از سلولهای ناهنجاری یوگسلاوی جمع آوری شده توسط میلمن پری در دهه 1930 و متون حماسی مانند ادیسه و بویوف بررسی کرد. 
[14] پروردگار دریافته است که بخش بزرگی از داستانها شامل متن است که در طول فرایند گفتن بداهه زده شد.
پروردگار دو نوع از واژگان داستان را شناسایی کرد. اولین بار او به نام "فرمول" نامیده شد:
"سپیده دم"، "دریای شراب تاریک" و سایر عبارات خاص خاص در هومر و دیگر حماسه های شفاهی شناخته شده بود. با این حال، پروردگار،
کشف کرد که در میان بسیاری از سنت های داستان، به طور کامل 90٪ از حماسه های شفاهی از خطوط است که به صورت بلافاصله تکرار شده و یا استفاده از جایگزین کلمه برای یک کلمه مونتاژ.
به عبارت دیگر، داستان های شفاهی از عبارات مجموعه ساخته شده است که از یک عمر شنیدن و داستان دادن ذخیره شده اند.
نوع دیگری از واژگان داستان موضوع است،
مجموعه ای از اقدامات داستان که داستان را تشکیل می دهند. درست همانطور که سخنرانان داستانها با استفاده از فرمولها به صورت خطی به پیش می روند،
بنابراین از رویداد به رویداد با استفاده از تم ها استفاده می کند. یکی از تم های نزدیک به جهانی، تکرار است، همانطور که در فرهنگ عامیانه غرب با "حکومت سه"

سه برادر تعیین شده، سه تلاش انجام می شود، از سه راز خواسته می شود. یک موضوع می تواند به همان اندازه یک توالی خاص مشخص باشد 
که نشان دهنده تسلیم یک قهرمان است، با شروع از پیراهن و شلوار و پایان دادن به سرپوش و سلاح. یک تم می تواند به اندازه کافی بزرگ باشد
تا جزء قطعه باشد. به عنوان مثال: یک قهرمان سفر به یک مکان خطرناک را پیشنهاد می دهد / او خود را / هر کس احمق خود را مخفی /
به جز یک شخص معمول از حساب کوچک (یک خال، یک خدمتکار طوطی یا یک چوبکار) / که بلافاصله او را می شناسد / عادی می شود
متحد قهرمان، نشان دادن منابع غیر منتظره از مهارت و یا ابتکار عمل.
تم به یک داستان خاص تعلق ندارد،
اما ممکن است با تغییرات جزئی در بسیاری از داستان های مختلف یافت شود. تم ها ممکن است بیش از بخش های پیش ساخته مناسب برای ساختن یک داستان باشند
یا اینکه آنها ممکن است حقایق جهانی را - حقایق مذهبی مبتنی بر آیین، به عنوان جیمز فریزر در "خم طلایی"، یا حقایق روحی، آرکه تایپی، نشان می دهند،
همانطور که جوزف کمپبل در The Hero توضیح می دهد با هزاران چهره

قصه درمانی

قصه‌ها الكوهاي طبيعي از فكر كردن هستند كه پيش از آغاز تحصيل از راه افسانه‌ها قصه‌هاي كودكانه و تاريخچه‌ خانوادگي فرا گرفته مي‌شوند. به گونه‌اي كه برخي پژوهشگران ادعا كنند دانش امروزي ما از قصه‌ها مي‌آيند. اين روش يكي از بهترين شيوه‌ها در مشاوره با كودكان است به طوري كه آنها مي‌توانند با احساسات و افكار و رفتارهاي تقابل كنند كه هنوز نمي‌توانند با مشاور به طور مستقيم درباره آنها صحبت كنند. اين روش را به همراه بازي درماني توصيه مي‌نمايند تا به عنوان بستر مناسب به بيان و راهنمايي و اصلاح تجربه‌ها كمك كند. كودكان داراي نيازهاي ويژه به دليل محدوديت‌هايي كه در كاركردهاي شناختي هيجاني انگيزشي و رفتاري دارند. نمي‌توانند به طور به طور موثر از آموزش‌ها با روش‌هاي درماني مستقيم بهره گيرند. از اين رو بكارگيري فنون غيرمستقيم مانند قصه‌گويي و قصه‌درماني مي‌توانند به گونه‌اي اثربخش و شفابخش كاستي‌هاي آنها را بهبود و ترميم نمايد. قصه‌گويي براي چه كودكاني مناسب است؟

1- كودكاني كه عزت نفس پايين دارند.

2- كودكاني كه كم‌رو خجالتي هستند.

3- كودكاني كه خشم خود را نمي‌توانند كنترل كنند.

4- كودكاني كه دچار ترس و اضطراب هستند.

5- كمك به هويت‌يابي

6- كودكان بيش‌فعال براي جلوگيري از رفتارهاي تكانشي.

قصه درمانی روشی غیر مستقیم برای انتقال پیامهای مهم در مورد نحوه یادگیری رفتار سازگارانه در یک زمینه اجتماعی است ابزار آموزشی و خلاقی است که از طریق آن می توان مهارتهای مختلفی مانند مهارتهای اجتماعی ، حل مسأله و مهارت خودآگاهی را به کودکان یاد داد .

گوش کردن به یک قصه یک عنصر پویاست که کودکان درعین حال که لذت می برند اجازه می یابند که خود را در موقعیت های مختلف تصور کنند قصه ها ابزارهای آموزشی هستند ، کودک از طریق تجسم شخصیت وتجربه کردن رویدادها، یک قصه را به صورت شخصی تفسیر می کند که می تواند مایه نشاط وشادابی و وسیله تأمین بهداشت روانی و درمان ناراحتی ها می باشد .

قصه گویی فعالیتی اشتراکی است که آگاهی و لذت درونی را افزایش می دهد به کودک اتکا به نفس می دهد و باعث تقویت قوه حافظه کودک می شود.

 
 
 
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 124
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 08 اسفند 1397 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران